مورخ: 1370/02/02
شماره: 30/4/940/3794
بخشنامه
مقرراتی راجع به هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی و مأموران تشخیص و کارشناسان
با عنایت به اشکالات عدیده‌ای که شورای عالی مالیاتی ضمن رسیدگی به شکایت مؤدیان و یا اعضای شورای مذکور موقع بازرسی‌های معموله از ادارات کل مختلف، با آن مواجه بوده‌اند، بدین وسیله مراتب زیر را جهت ابلاغ به مسئولین ذی‌ربط یادآور می‌گردد. ضمناً لازم است من‌بعد سرکشی و پیگیری دقیق معمول فرمایید تا نکات مورد بحث را دقیقاً رعایت و از ایجاد وقفه در سیر امور پرونده‌های مالیاتی جداً پرهیز نمایند.
الف - راجع به هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی
  • 1- در مواردی که حوزه‌های مالیاتی بدون مراجعه به هیأت موضوع تبصره 3 ماده 97 قانون مالیات‌های مستقیم مصوب اسفند ماه 1366 (یا تبصره 1 ماده 81 قانون قبل)، پرونده‌ای را مورد اقدام قرار داده‌اند، هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی ملزم به احاله پرونده مذکور به هیأت حسابرسی یاد شده نمی‌باشد بلکه خود به عنوان یک مرجع مافوق می‌توانند به موارد اعتراض مؤدی رسیدگی و رأی صادر نمایند.
  • 2- هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی باید صورت‌جلسه‌ای را طوری تنظیم نمایند که راه برای تعبیر و برداشت‌های مختلف و یا فتح باب اشکالات دیگر از سوی مؤدی مسدود گردد. به عنوان مثال باید مؤدی را راهنمایی کنند در برگ رأی قید نماید «بجز اعتراضات مطروحه، اعتراض دیگری ندارد» تا جای عنوان کردن موارد دیگر در هیأت تجدیدنظر یا شورای عالی مالیاتی باقی نباشد.
  • 3- موضوع عدم حضور نماینده اتاق بازرگانی و صنایع معادن یا اصناف یا... باید با ذکر اینکه «با وجود دعوت قبلی حضور نیافته یا معرفی نگردیده» در صورت‌جلسه رأی قید گردد.
  • 4- هیأت‌ها باید حتی‌الامکان با سؤال و جواب بیشتر از مؤدی و مأمور تشخیص مربوط، تصمیم قطعی اتخاذ و از صدور قرار بی‌مورد پرهیز کنند.
  • 5- هیأت‌ها باید مقام بدوی یا تجدیدنظر بودن خود را دقیقاً روشن نمایند.
  • 6- اعضای هیأت‌ها به درج امضا در برگ رأی اکتفا نکنند بلکه باید نام و نام خانوادگی و سمت خود را دقیقاً قید نمایند.
  • 7- اگر پرونده‌های مالیاتی سنوات مختلف مربوط به یک مؤدی در هیأت حل اختلاف مالیاتی واحد مطرح می‌گردد بعضی سال‌ها مشمول مرحله بدوی و بعضی دیگر مرحله تجدیدنظر است. لازم است به منظور جلوگیری از بروز اشکال در مراحل بعدی، هر یک از موارد بدوی و تجدیدنظر مورد صدور رأی جداگانه (در اوراق جداگانه) قرار گیرند.
ب - راجع به مأموران تشخیص و کارشناسان
  • 1- ممیزین کل محترم توجه نمایند که مسئولیت آنان منحصر به حل اختلاف و اعمال قدری تخفیف مالیاتی نیست بلکه باید نظارت قانونی خود را دقیقاً اعمال و سرکشی دائم به حوزه‌های ابواب‌جمعی خود بنمایند و در موارد رسیدگی به اعتراضات مؤدی، وقتی با موضوع نسبتاً پیچیده‌ای برخورد می‌نمایند، آن را بهانه برای احاله پرونده به هیأت حل اختلاف مالیاتی قرار ندهند بلکه با تحقیق و وارسی کافی اتخاذ تصمیم کنند، ضمناً دفاتر خود را به طور دقیق و مرتب تنظیم نمایند.
  • 2- سرممیزین باید دفاتر اندیکاتور خود را به طور منظم تحریر و دفاتر حوزه‌های مالیاتی خود و ابواب‌جمعی خود را همواره مورد بازرسی قرار دهند.
  • 3- مأمورین در موارد ابلاغ با حضور پاسبان یا ژاندارم (قانونی) باید با مراجعه به محل کار یا سکونت طبق حکم تبصره ماده 203 قانون مالیات‌های مستقیم مصوب اسفند ماه 1366 عمل نمایند و دلیل این‌گونه ابلاغ (استنکاف یا عدم حضور) دقیقاً در اوراق مالیاتی قید گردد.
  • 4- وقتی استنادی حاکی از کشف درآمد درباره مؤدی به دست می‌آید، به لحاظ رعایت عدالت مالیاتی و رفع تبعیض و تأمین حقوق دولت باید سایر پرونده‌های مالیاتی مشابه نیز بر همان اساس مورد اقدام قرار گیرند.
  • 5- مسئولین باید اسناد مؤدیان را که نزد خود دارند پس از انجام اقدامات لازم در اسرع وقت به آنان اعاده نمایند.
  • 6- مأموران تشخیص مربوط باید در جلسه رسیدگی هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی حضور یابند.
  • 7- مأموران باید توجه داشته باشند با اجرای هرچه دقیق‌تر قانون می‌توانند به اقلام وصولی قابل توجه دست یابند و نباید به منظور تأمین وصولی بیشتر (به زعم خود) پاره‌ای مقررات را نادیده بگیرند و یا خدای ناکرده بی‌جهت موجبات ناراحتی مؤدی را فراهم نمایند.
  • 8- کارشناسان مالیاتی یا مأموران مجری قرار باید توجه داشته باشند که طبق مفاد قرار صادره عمل نمایند و در راه بیان واقعیات هراسی به خود راه ندهند و هرگز نسبت به موضوعی تعصب بیجا به کار نبندند.
  • 9- گزارش‌های مربوط به تعیین درآمد مشمول مالیات باید طبق حکم قانون حاوی دلایل و اطلاعات کافی باشد.
  • 10- در مورد آرای هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی باید دقت شود که اولاً ضمن رعایت اصول کلی مربوط به ابلاغ، تاریخ ابلاغ رأی به حروف در برگ تنظیمی به مؤدی قید گردد تا این موضوع در مواقع شکایت به شورای عالی مالیاتی سبب مکاتبات مکرر و اتلاف برای پی بردن به تاریخ دقیق ابلاغ نشود، ثانیاً موقع تنظیم اوراق مالیات قطعی مشخصات رأی و تاریخ ابلاغ با قید اینکه رأی بدوی بوده است یا تجدیدنظر در محل مخصوص برگ مالیات قطعی درج گردد، ثالثاً ممیزین کل در موارد شکایت از رأی به شورای عالی مالیاتی تاریخ ابلاغ رأی به مؤدی را در شکوائیه منعکس کنند.
  • 11- همان‌طور که قبلاً در این زمینه دستورالعمل صادر گردیده، حتی‌الامکان از استفاده از فرم‌های قدیم خودداری و در صورت الزام به استفاده از آن‌ها، متن اوراق تصحیح و چنانچه در این خصوص از مهر استفاده می‌گردد، اوراق مزبور با مهر خوانا ممهور گردد.
احمد حسینی
معاون درآمدهای مالیاتی
مورخ: 1394/04/31
شماره: 97
قانون مالیات‌های مستقیم
مورخ: 1380/11/27
شماره: 203
قانون مالیات‌های مستقیم