مورخ:
1391/04/26
شماره:
227
آرا هیات عمومی دیوان عدالت
ناسخ
ابطال آییننامه اصلاحی نحوه تعیین کارشناسان رسمی موضوع تصویبنامه شماره 61607/41506 هـ مورخ 20/03/1388 در قسمتهایی که کلمه (رسمی) را پس از واژههای (کارشناس) و (کارشناسان) حذف کرده است
کلاسه پرونده: 88/423
شاکی: آقای مرتضی محمدخان
موضوع شکایت و خواسته: ابطال مصوبه شماره 61607/ت 41506 هـ مورخ 20/03/1388 هیأت وزیران
شاکی: آقای مرتضی محمدخان
موضوع شکایت و خواسته: ابطال مصوبه شماره 61607/ت 41506 هـ مورخ 20/03/1388 هیأت وزیران
گردشکار:
آقای مرتضی محمدخان رئیس شورای عالی کارشناسان رسمی دادگستری به موجب دادخواستی، ابطال مصوبه شماره 61607/ت 41506 هـ مورخ 20/03/1388 هیأت وزیران را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته مفاداً توضیح داده است که:
آقای مرتضی محمدخان رئیس شورای عالی کارشناسان رسمی دادگستری به موجب دادخواستی، ابطال مصوبه شماره 61607/ت 41506 هـ مورخ 20/03/1388 هیأت وزیران را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته مفاداً توضیح داده است که:
احتراماً، به استحضار میرساند، اخیراً هیأت وزیران اقدام به تغییراتی در عبارات و کلمات متن بعضی از مواد آییننامه مصوب قبلی خود یعنی «آییننامه نحوه تعیین کارشناسان رسمی» به شماره 49327/ت 3904 هـ مورخ 05/04/1387 کرده است.
تغییرات صورت گرفته در آن آییننامه که عمدتاً در 6 مورد با حذف کلمه «رسمی» پس از واژههای «کارشناس» یا «کارشناسان» و یا بعد از عبارت «در سطح استان» منعکس در مواد مختلف آییننامه است هماکنون به عنوان «اصلاح آییننامه نحوه تعیین کارشناس رسمی» و با شماره 61607/ت 41506 هـ مورخ 20/03/1388 در مراجع ذیربط اجرایی کشور در حال اجرا است. اگرچه هیأت وزیران طبق وظایف قانونی خود به ویژه مطابق اختیارات مصرحه در اصل 138 قانون اساسی در تصویب آییننامه و اصلاح آییننامه سابقالتصویب خود مجاز است ولی آنگونه که با حذف واژه و یا کلماتی از مواد آییننامه اصلی بوده و تأثیرگذار در اجرای قوانین مربوط و حتی مغایر با مفاد آن قوانین است بلاشک از مصادیق بارز مصوبه خلاف قانون است و به علاوه اجرای آن تبعات منفی بسیاری را برای وزارتخانهها و سایر دستگاههای اجرایی ذیربط به بار خواهد آورد. زیرا:
اولاً: با مجاز و یا مکلف شدن کلیه وزارتخانهها و شرکتهای دولتی و بانکها و سایر مراجع مذکور در ماده یک آییننامه اصلی یعنی آییننامه نحوه تعیین کارشناس رسمی به کسب نظریه از کارشناسان «غیر رسمی» که یا در قلمرو مدیریت آن دستگاههای اجرایی اشتغال دارند و یا به نحو موردی به اظهارنظر کارشناسی و در محدوده مدیریت آنان میپردازند.
دقیقاً نمیتوان به صائب و به واقع بودن نظر کارشناسی آنان که «غیر رسمی» هستند اطمینان کرد و نظر آنان را تضمین و تأمینکننده حقوق دولتی و عمومی دانست. خصوصاً اظهارنظرهایی که راجع به ارزش اموال و ارزیابی سهام و خرید و فروشهای خاص دستگاههای اجرایی است.
ثانیاً: تغییرات و اصلاحات انجام شده با مفاد آییننامه لازمالاجرای اصلی یعنی «آییننامه نحوه تعیین کارشناس رسمی» به ویژه با مفاد ماده 2 آن و تکالیف تعیین شده برای هیأتهای مذکور در این ماده به علت حذف شدن واژه «رسمی» از عناوین کارشناس یا کارشناسان رسمی معارض است و با اجرای آن، هیأتهای مورد نظر نمیتوانند به مفاد آن ماده و ماده 3 در جهت احراز صلاحیت کارشناسی اقدام کنند.
ثالثاً: مهمتر اینکه اجرای آییننامه اصلاحی مذکور، با حذف کلمه رسمی در شش مورد با قوانین لازمالاجرای متعدد مخالف و مغایر است که ذیلاً به تعدادی از آنان اشاره میکند:
1- مغایرت با بند 4 ماده 79 قانون محاسبات عمومی مصوب سال 1366 (بخش 2 ماده معاملات دولتی)
2- مغایرت با لایحه قانونی خرید و تملک اراضی و املاک برای اجرای برنامه عمرانی و نظامی مصوب سال 1358 شورای انقلاب.
3- مغایرت با قانون نحوه تقویم ابنیه، املاک، اراضی مورد نیاز شهرداریها مصوب سال 1370.
4- مخالفت با قانون برگزاری مناقصات مصوب سال 1382 خصوصاً با مفاد بند ب ماده 29 آن قانون.
5- مخالفت با ماده واحده قانون تعیین تکلیف اراضی اختلافی موضوع اجرای ماده 56 قانون جنگلها و مراتع کشور مصوب سال 1367.
6- مباینت با اساسنامه قانونی شرکت ملی نفت ایران مصوب خرداد سال 1356 برای تعیین میزان خسارات وارده به مالک دولتی و غیره خصوصاً مغایرت با بندهای ب و ج و بعد ماده 12 و تبصرههای آن (خصوصاً شق بند د ماده 12).
7- مباینت با لایحه قانونی راجع به جلوگیری از انجام اعمال حفاریهای غیر مجاز و کارش به قصد به دست آوردن اشیاء عتیقه مصوب اردیبهشت ماه 1358 شورای انقلاب.
8- مغایرت با مفاد تبصره 9 ماده 9 قانون زمین شهری مصوب سال 1366 در مورد تعیین برای اعیانیهای احداثی در اراضی.
9- مخالفت با صراحت ماده 18 قانون کانون کارشناسان رسمی دادگستری مصوب سال 1381 که دستگاههای اجرایی مذکور در این ماده را مکلف کرده است که در تمامی موارد لازم برای کسب نظریه کارشناسی از وجود کارشناسان رسمی استفاده کنند ضمناً آییننامه اصلاحی با قوانین و مقررات دیگر از جمله با مقررات مربوط در معاملات بانکهای دولتی نیز مغایرت دارد.
بنا به مراتب و مستنداً به اختیارات قانونی آن دیوان منصوص د اصل 170 و 173 قانون اساسی و با توجه به مقررات قانون دیوان عدالت اداری به ویژه ماده 42 آن قانون و تصریحات ماده 1 و بند 1 ماده 19 قانون دیوان عدالت اداری تقاضای صدور حکم بر ابطال اصلاح آییننامه نحوه تعیین کارشناس به شماره 61607/ت 41506 هـ مورخ 20/03/1388 مصوب هیأت وزیران را دارد.
متعاقب دادخواست مذکور، شاکی در لایحه تکمیلی اعلام کرده است که:
با سلام و تحیات، پیرو درخواست تقدیمی راجع به برخلاف قانون بودن مصوبه شماره 61607/ت 41506 هـ مورخ 20/03/1388 هیأت وزیران و تقاضای ابطال آن، که پرونده مربوطه به کلاسه 88/423 در آن هیأت مطرح رسیدگی است و نیز پیرو نامه شماره 7650/ش مورخ 26/07/1388 این شورا صادر شده و به دبیرخانه آن هیأت عمومی، مبنی بر اینکه معاونت حقوقی و امور مجلس و تفریغ بودجه دیوان محاسبات کشور نیز طی نامه شماره 231/20000 مورخ 08/07/1388 صریحاً موارد خلاف قانون بودن مصوبه شماره فوق هیأت وزیران را تأیید کرده است اینک علاوه بر دلایل و جهات اعلام شده در دادخواست تقدیمی موارد دیگر خلاف قانون بودن آن مصوبه را که به عنوان «اصلاح آییننامه نحوه تعیین کارشناسان رسمی» نامیده شده است. ذیلاً اعلام میدارد با مورد امعان نظر و عنایت بیشتر اعضای آن دیوان قرار گرفته و در صدور حکم به ابطال آن تسریع فرمایند.
موارد دیگر خلاف قانون بودن مصوبه شماره 61607/ت 41506 هـ مورخ 20/03/188 هیأت وزیران و ضرورت ابطال آن چون در بند یک آن مصوبه صریحاً عنوان آییننامه به این شرح تغییر یافت:
«1- عنوان آییننامه به آییننامه نحوه قیمت کارشناس برای دستگاههای اصلاح میشود.» بنابراین کاملاً روشن و محرز است که علاوه بر حذف کلمه «رسمی» از عنوان اولیه «آییننامه نحوه تعیین کارشناسان سمی» که دلایل خلاف قانون بودن آن اقدام در دادخواست تقدیمی تشریح و استدلال شد. اساساً به لحاظ آن که عبارت جدید: «برای دستگاههای دولتی» نیز به عنوان اولیه و اصلی اصلاح آییننامه نحوه تعیین کارشناسان رسمی افزوده شده است لذا محدوده مشمول آییننامه را که فقط برای شرکتهای دولتی و شرکتهای موضوع ماده 4 قانون مدیریت و خدمات کشوری مصوب سال 1386 بوده به کلیه «دستگاههای دولتی» تسری داده است و نتیجتاً وزارتخانهها و سایر مراجع دولتی و حتی مراجع قضایی را که از دستگاههای دولتی محسوب میشوند نه شرکت دولتی مشمول آییننامه ساخته است.
با این ترتیب و با توجه به اینکه تغییر عنوان آییننامه که برای اجرا به دستگاههای دولتی ابلاغ شده است:
اولاً: موجب آن شد که دستگاههای دولتی نیز بتوانند در مواقع لزوم و ضروری از نظر کارشناسان و دارندگان مدارک غیر کارشناسی رسمی دادگستری و غیر عضو کانونهای کارشناسان رسمی دادگستری کشور (و فقط با داشتن مدرک لیسانس و بدون تجربه و گذراندن مراحل کارشناسی و آزمونهای مربوطه) استفاده کنند.
ثانیاً: تغییر عنوان آییننامه با حذف کلمه «رسمی» از عنوان اصلی آییننامه و افزایش محدود شمول اجرایی آن موجب نفی قانون کارشناسان رسمی دادگستری مصوب سال 1381 قوه مقننه و حتی سبب بیتوجهی و سلب پیشینه بیش از 70 سال فعالیتهای کارشناسی در زمینههای موضوعات علمی و تخصصی کشور شده است که هیچ مجوز قانونی برای آن شیوه اقدام هیأت وزیران وجود ندارد.
ثالثاً: تغییرات آییننامه مشروحه فوق در هیأت وزیران ضمناً مجوز ارجاع امور علمی مربوط به وزارتخانهها و سایر دستگاههای دولتی برای اظهارنظر کارشناسی به کارشناسی یا فارغالتحصیلانی شد که بدواً وثاقت و صلاحیت علمی و اخلاقی آنان و قبل از طی مراحل کارشناس رسمی شدن و ضوابط و معیارهای پیشبینی شده در قانون کانون کارشناسان رسمی دادگستری رسیدگی و احراز نشده است.
رابعاً: در آییننامه اصلاحی مصوب هیأت وزیران اختیار ارجاع امور کارشناسی توسط دستگاههای دولتی به افراد و اشخاصی داده شده است که عموماً یا در همان دستگاههای دولتی اشتغال و سابقه کار دارند یا جزء متصدیان امور و و دارندگان مشاغل مربوط به آن دستگاهها هستند.
خامساً: با پذیرش این شیوه ارجح امور کارشناسی و تخصصی به افراد شاغل و تابع دستگاههای دولتی و یا با داشتن پیشینه خدمتی در آن دستگاهها بر اساس تغییرات آییننامهای مذکور و بدون احراز وثاقت و صلاحیت علمی و اخلاقی آنها در کمیسیونهای مربوطه و گذراندن دیگر مراحل کارشناسی رسمی پیشبینی شده در قانون کارشناسان و آییننامه اجرایی آن نمیتوان به صائب بودن نظرها و گزارشهای کارشناسی آنان اطمینان یافت و آن نظرها و گزارشها را «تأمین و تضمینکننده حقوق عمومی و دولتی به ویژه در راستای ارزیابی اموال و املاک و سهام شرکتها و مؤسسات مشمول اصل 44 قانون اساسی دانست.»
سادساً: تغییرات ایجاد شده در آییننامه مذکور و اضافه کردن عبارت (برای دستگاههای دولتی) به دنبال عبارت و عنوان (آییننامه نحوه تعیین کارشناس رسمی) و با حذف کلمه «رسمی» علاوه بر اینکه مغایر با مفاد و مدلول اصل 138 قانون اساسی است به طور کلی مغایر با مفاد ماده 18 و سایر مواد قانون کانون کارشناسان رسمی دادگستری مصوب سال 1381 و آییننامه اجرایی آن و مخالف قانون برگزاری مناقصات مصوب سال 1383 و بند 4 ماده 79 قانون محاسبات مصوب سال 1366 مربوط به معاملات دولتی و معاملات بانکهای دولتی و سایر قوانین مشروحه در دادخواست تقدیمی است.
بنا به مراتب و مستنداً به اختیارات قانونی آن دیوان، مصرحه در اصل 170 و 173 قانون اساسی و مشروحه در قانون دیوان عدالت اداری خصوصاً ماده 42 آن قانون و تصریحات ماده 1 و بند 1 ماده 19 قانون دیوان عدالت اداری تقاضای تسریع در صدور حکم بر ابطال مصوبه شماره 61607/ت 41506 هـ مورخ 20/03/1388 هیأت وزیران تحت عنوان «اصلاح آییننامه نحوه تعیین کارشناس» را دارد.
در پاسخ به شکایت مذکور، مشاور و مدیرکل دفتر امور حقوقی دولت معاونت حقوقی رئیسجمهور به موجب لایحه شماره 269565/8955 مورخ 25/11/1388 توضیح داده است که:
1- به موجب ماده (27) قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان مصوب 1374، ماده (27) قانون نظام مهندسی معدن مصوب 1379 و ماده (32) قانون تأسیس و سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی جمهوری اسلامی ایران مصوب 1380 وزارتخانهها و... شرکتهای دولتی مجاز به ارجاع امور کارشناسی به «مهندسان دارای پروانه اشتغال» همانند «کارشناس رسمی دادگستری» شدهاند و به علاوه مطابق این مواد هیأت وزیران دارای اختیار قانونی برای تصویب ضوابط مربوط به این موضوع است.
بنابراین صرف نظر از این که تصویبنامه صدرالذکر ناظر بر استفاده از خدمات کارشناس رسمی دادگستری، کارشناسان موضوع ماده (187) قانون برنامه سوم و مهندسان دارای پروانه اشتغال در شرکتهای دولتی است و نه حسب ادعای شاکی ناظر بر وزارتخانهها و... بنا به صراحت مجوزهای قانونی یاد شده در استفاده از مهندسان دارای پروانه اشتغال، استناد به قوانین قبلی از جمله بند «4» ماده (79) قانون محاسبات عمومی مصوب 1366، لایحه قانونی خرید و تملک اراضی و املاک برای اجرای برنامههای عمرانی و نظامی مصوب 1385، ماده واحده قانون تعیین تکلیف اراضی اختلافی موضوع اجرای ماده (56) محاسبات عمومی مصوب 1367 و... با توجه به احکام مؤخر فاقد وجاهت حقوقی است.
صرف نظر از نکته فوق، اساساً برخی از قوانین مورد استناد شاکی ناظر به شرکتهای دولتی نیست و در برخی از مستندات نیز واژه کارشناس به طور مطلق به کار رفته است.
2- مطابق ماده (18) قانون کارشناسان رسمی دادگستری مصوب 1381 نیز در تمامی مواردی که رجوع به کارشناس لازم باشد به استثنای مواردی که در قوانین و مقررات جاری کشور به گونهای دیگر برای وزارتخانهها و مؤسسات دولتی و... تعیین تکلیف شده است یا مواردی که تابع قوانین و مقررات خاصی میباشد دستگاههای یاد شده در این ماده باید از وجود کارشناس رسمی استفاده کنند. بنابراین به موجب این ماده نیز موارد خاص از شمول حکم عام الزام استفاده از کارشناس رسمی مستثنا شدهاند.
بدیهی است در مورد مهندسان سازمانهای نظام مهندسی سهگانه و کارشناسان موضوع ماده (187) قانون برنامه سوم عنوان «کارشناس رسمی» که با شرایط مندرج در قانون کارشناسان رسمی احراز میشود صدق نکرده و مواد آییننامه از جمله مواد (4 و 5) ناظر بر تفکیک این دو گروه است.
بنا به مراتب فوق تصویبنامه مورد شکایت که به منظور تسری احکام آییننامه نحوه تعیین کارشناس رسمی به مهندسان دارای پروانه اشتغال اصلاح شده است نه تنها مغایرتی با قوانین ندارد بلکه با پشتوانه قانونی و در حدود اختیارات هیأت وزیران به تصویب رسیده است و بر این اساس رد دادخواست شاکی مورد استدعاست.
هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ یاد شده با حضور رؤسا، مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد. پس از بحث و بررسی، با اکثریت آرا به شرح آینده به صدور رأی مبادرت میکند.
رأی هیأت عمومی
با توجه به اینکه قانونگذار در بند 4 ماده 79 قانون محاسبات عمومی و لایحه قانونی خرید و تملک اراضی و املاک برای اجرای برنامه عمرانی و نظامی مصوب 1358 شورای انقلاب و قانون نحوه تقویم ابنیه و املاک و اراضی مورد نیاز شهرداری مصوب 1370 و قانون برگزاری مناقصات مصوب 1383 به خصوص مفاد بند (ب) ماده 29 آن قانون، اساسنامه قانونی شرکت ملی نفت ایران مصوب 1356 و لایحه قانونی راجع به جلوگیری از انجام اعمال حفاریهای غیر مجاز و کاوش به قصد به دست آوردن اشیاء عتیقه و آثار تاریخی که بر اساس ضوابط بینالمللی مدت یکصد سال یا بیشتر از تاریخ ایجاد یا ساخت آن گذشته باشد مصوب 1358 شورای انقلاب و تبصره 2 ماده 9 قانون زمین شهری و ماده 18 کانون کارشناسان رسمی مصوب 1381 نظر بر اخذ نظریه کارشناس رسمی داشته است بنابراین آییننامه اصلاحی نحوه تعیین کارشناسان رسمی موضوع تصویبنامه شماره 61607/41506 هـ مورخ 20/03/1388 هیأت وزیران در قسمتهایی که کلمه (رسمی) را پس از واژههای (کارشناس) و (کارشناسان) حذف کرده است خلاف قانون و خارج از حدود اختیارات تشخیص داده میشود و به استناد بند یک ماده 19 و ماده 42 قانون دیوان اداری ابطال میشود.
علی مبشری
معاون قضایی دیوان عدالت اداری
هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
معاون قضایی دیوان عدالت اداری
هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
مورخ:
1388/03/20
شماره:
61607/ت 41506 هـ
تصویبنامه و تصمیمنامه
منسوخ
مورخ:
1391/10/10
شماره:
200/20020
بخشنامه
مورخ:
1387/04/05
شماره:
49327/ت 39040 هـ
تصویبنامه و تصمیمنامه