مورخ:
1401/05/20
شماره:
-
سایر قوانین
استاندارد حسابداری شماره 35 «مالیات بر درآمد»
استاندارد حسابداری 35
مالیات بر درآمد
مالیات بر درآمد
هدف
1. هدف این استاندارد، تجویز نحوه حسابداری مالیات بر درآمد میباشد. موضوع اصلی در حسابداری مالیات بر درآمد، چگونگی به حساب گرفتن آثار مالیاتی جاری و آتی موارد زیر است:
الف. بازیافت (تسویه) آتی مبلغ دفتری داراییهایی (بدهیهایی) که در صورتوضعیت مالی واحد تجاری شناسایی میشوند؛ و
ب. معاملات و سایر رویدادهای دوره جاری که در صورتهای مالی واحد تجاری شناسایی میشوند.
هنگام شناخت یک دارایی یا یک بدهی، واحد گزارشگر انتظار بازیافت یا تسویه مبلغ دفتری آن دارایی یا بدهی را دارد. اگر این احتمال وجود داشته باشد که بازیافت یا تسویه مبلغ دفتری مزبور، موجب شود پرداختهای آتی مالیات، بیشتر (کمتر) از زمانی باشد که بازیافت یا تسویه، آثار مالیاتی به همراه ندارد، این استاندارد واحد تجاری را با در نظر گرفتن برخی استثناهای محدود، ملزم به شناسایی بدهی مالیات انتقالی (دارایی مالیات انتقالی) میکند.
این استاندارد، واحد تجاری را ملزم میکند که آثار مالیاتی معاملات و سایر رویدادها را به همان شیوهای به حساب منظور کند که آن معاملات و رویدادها به حساب گرفته میشوند. بنابراین، در مورد معاملات و سایر رویدادهای شناسایی شده در صورت سود و زیان، هرگونه آثار مالیاتی مربوط نیز در صورت سود و زیان شناسایی میشود. آثار مالیاتی معاملات و سایر رویدادهای شناسایی شده در صورت سود و زیان جامع یا به طور مستقیم در حقوق مالکانه، به ترتیب در صورت سود و زیان جامع یا به طور مستقیم در حقوق مالکانه شناسایی میشود. همچنین در ترکیبهای تجاری، شناسایی داراییهای مالیات انتقالی و بدهیهای مالیات انتقالی، مبلغ سرقفلی ناشی از آن ترکیب تجاری یا مبلغ سود شناسایی شده در خرید زیر قیمت را تحت تأثیر قرار میدهد.
همچنین در این استاندارد، شناخت داراییهای مالیات انتقالی ناشی از زیانهای مالیاتی استفاده نشده یا اعتبار مالیاتی استفاده نشده، ارائه مالیات بر درآمد در صورتهای مالی و افشای اطلاعات مربوط به مالیات بر درآمد بیان میشود.
دامنه کاربرد
2. این استاندارد باید برای حسابداری مالیات بر درآمد به کار گرفته شود.
3. برای مقاصد این استاندارد، مالیات بر درآمد شامل تمام مالیاتهای داخلی و خارجی مبتنی بر سود مشمول مالیات است. همچنین، مالیات بر درآمد، شامل مالیاتهایی مانند مالیاتهای تکلیفی است که توسط واحد تجاری فرعی، واحد تجاری وابسته یا مشارکت خاص، در صورت تخصیص سود به واحد گزارشگر، قابل پرداخت میشود.
تعاریف
4. در این استاندارد، اصطلاحات زیر با معانی مشخص به کار رفته است:
سود حسابداری سود یا زیان دوره، قبل از کسر هزینه مالیات است.
سود مشمول مالیات (زیان مالیاتی) سود (زیان) دوره است، که طبق قوانین مالیاتی تعیین میشود و مالیات بر درآمد، بر مبنای آن قابل پرداخت (قابل بازیافت) است.
هزینه مالیات (درآمد مالیات) کل مبلغی است که در محاسبه سود یا زیان دوره، در ارتباط با مالیات جاری و مالیات انتقالی، به حساب گرفته میشود.
مالیات جاری مبلغ مالیات بر درآمد پرداختنی (قابل بازیافت) در ارتباط با سود مشمول مالیات (زیان مالیاتی) یک دوره است.
بدهیهای مالیات انتقالی مبالغ مالیات بر درآمد قابل پرداخت در دورههای آتی است که از تفاوتهای موقتی مشمول مالیات ناشی میشود.
داراییهای مالیات انتقالی مبالغ مالیات بر درآمد قابل بازیافت در دورههای آتی در ارتباط با موارد زیر است:
الف. تفاوتهای موقتی کاهنده مالیات؛
ب. انتقال زیانهای مالیاتی استفاده نشده به دورههای آتی؛ و
پ. انتقال اعتبارهای مالیاتی استفاده نشده به دورههای آتی.
تفاوتهای موقتی تفاوت بین مبلغ دفتری یک دارایی یا یک بدهی در صورتوضعیت مالی و مبنای مالیاتی آن است. تفاوتهای موقتی میتواند به یکی از دو صورت زیر باشد:
الف. تفاوتهای موقتی مشمول مالیات که تفاوتهای موقتی هستند که هنگام بازیافت مبلغ دفتری یک دارایی یا تسویه مبلغ دفتری یک بدهی، در تعیین سود مشمول مالیات (زیان مالیاتی) دورههای آتی، منجر به ایجاد مبالغ مشمول مالیات خواهند شد؛ یا
ب. تفاوتهای موقتی کاهنده مالیات که تفاوتهای موقتی هستند که هنگام بازیافت مبلغ دفتری یک دارایی یا تسویه مبلغ دفتری یک بدهی، در تعیین سود مشمول مالیات (زیان مالیاتی) دورههای آتی، منجر به ایجاد مبالغ کاهنده مالیات خواهند شد.
مبنای مالیاتی یک دارایی یا بدهی، مبلغ قابل انتساب به آن دارایی یا بدهی برای مقاصد مالیاتی است.
5. هزینه مالیات (درآمد مالیات)، متشکل از هزینه مالیات جاری (درآمد مالیات جاری) و هزینه مالیات انتقالی (درآمد مالیات انتقالی) است.
مبنای مالیاتی
6. مبنای مالیاتی یک دارایی، مبلغی است که از هرگونه منافع اقتصادی مشمول مالیات کسب شده توسط واحد تجاری در زمان بازیافت مبلغ دفتری دارایی، برای مقاصد مالیاتی قابل کسر خواهد بود. در صورتی که این منافع اقتصادی مشمول مالیات نباشد، مبنای مالیاتی دارایی برابر با مبلغ دفتری آن است.
مثالها
1. بهای تمام شده یک ماشینآلات، 100 است. برای مقاصد مالیاتی، در دوره جاری و دورههای قبل، استهلاکی به مبلغ 30 کسر شده است و مابقی بهای تمام شده یا به عنوان استهلاک یا از طریق واگذاری، در دورههای آتی قابل کسر خواهد بود. برای مقاصد مالیاتی، درآمد حاصل از بهکارگیری ماشینآلات، مشمول مالیات است، هرگونه سود ناشی از واگذاری ماشینآلات، برای مقاصد مالیاتی مشمول مالیات خواهد بود و هرگونه زیان ناشی از واگذاری، برای مقاصد مالیاتی کاهنده مالیات خواهد بود. مبنای مالیاتی این ماشینآلات 70 است.
2. مبلغ دفتری درآمد مالی دریافتنی، 100 است. مالیات درآمد مالی مربوط، بر مبنای نقدی محاسبه میشود. مبنای مالیاتی درآمد مالی دریافتنی، صفر است.
3. مبلغ دفتری دریافتنیهای تجاری، 100 است. درآمد مربوط، قبلاً در سود مشمول مالیات (زیان مالیاتی) منظور شده است. مبنای مالیاتی دریافتنیهای تجاری، 100 است.
4. مبلغ دفتری سود تقسیمی دریافتنی از واحد تجاری فرعی، 100 است. سود تقسیمی، مشمول مالیات نیست. در واقع، کل مبلغ دفتری دارایی، از منافع اقتصادی قابل کسر است. بنابراین، مبنای مالیاتی سود تقسیمی دریافتنی، 100 است. (الف)
5. مبلغ دفتری وام دریافتنی، 100 است. بازپرداخت اصل وام، هیچگونه آثار مالیاتی ندارد. مبنای مالیاتی وام، 100 است.
(الف) بر اساس این تحلیل، تفاوت موقتی مشمول مالیات وجود ندارد. تحلیل دیگر این است که مبنای مالیاتی سودهای تقسیمی دریافتنی، صفر است و برای تفاوت موقتی مشمول مالیات ایجاد شده به مبلغ 100، نرخ مالیاتی صفر اعمال میشود. در هر دو تحلیل، بدهی مالیات انتقالی وجود ندارد.
7. مبنای مالیاتی یک بدهی، مبلغ دفتری آن پس از کسر مبالغی است که برای مقاصد مالیاتی، در ارتباط با آن بدهی در دورههای آتی قابل کسر باشد. در مورد پیشدریافت درآمد، مبنای مالیاتی بدهی، برابر با مبلغ دفتری آن پس از کسر هرگونه درآمدی است که در دورههای آتی مشمول مالیات نخواهد شد.
مثالها
1. بدهیهای جاری شامل هزینههای پرداختنی به مبلغ دفتری 100 میباشد. برای مقاصد مالیاتی، هزینه مربوط در زمان پرداخت نقدی، کسر خواهد شد. مبنای مالیاتی هزینههای پرداختنی، صفر است.
2. بدهیهای جاری شامل پیشدریافت درآمد مالی به مبلغ دفتری 100 است. مالیات درآمد مالی مربوط، در زمان دریافت نقد محاسبه میشود. مبنای مالیاتی پیشدریافت درآمد مالی، صفر است.
3. بدهیهای جاری شامل هزینههای پرداختنی به مبلغ دفتری، 100 است. هزینه مربوط، قبلاً بابت مقاصد مالیاتی کسر شده است. مبنای مالیاتی هزینههای پرداختنی، 100 است.
4. بدهیهای جاری، شامل جرایم پرداختنی به مبلغ دفتری 100 است. برای مقاصد مالیاتی، جرایم، کاهنده مالیات تلقی نمیشود. مبنای مالیاتی جرایم پرداختنی 100 است. (الف)
5. مبلغ دفتری وام پرداختنی 100 است. بازپرداخت اصل وام، اثر مالیاتی ندارد. مبنای مالیاتی این وام 100 است.
(الف) بر اساس این تحلیل، تفاوت موقتی کاهنده مالیات، وجود ندارد. تحلیل دیگر این است که مبنای مالیاتی جرایم پرداختنی، صفر است و برای تفاوت موقتی کاهنده مالیات ایجاد شده به مبلغ 100، نرخ مالیاتی صفر اعمال میشود. در هر دو تحلیل، دارایی مالیات انتقالی وجود ندارد.
8. برخی اقلام مبنای مالیاتی دارند، اما در صورتوضعیت مالی، به عنوان دارایی یا بدهی شناسایی نمیشوند. برای مثال، در تعیین سود حسابداری، ممکن است برخی مخارج، در دوره وقوع به عنوان هزینه شناسایی شوند اما برای مقاصد مالیاتی، واحد تجاری باید آنها را طی مدت تعیین شده در قوانین مالیاتی مستهلک کند. تفاوت بین مبنای مالیاتی مخارج مذکور، یعنی مبلغی که مراجع مالیاتی آن را به عنوان کاهنده مالیات دورههای آتی مجاز میدانند و مبلغ دفتری صفر، تفاوت موقتی کاهنده مالیات است که منجر به ایجاد دارایی مالیات انتقالی میشود.
9. هنگامی که مبنای مالیاتی یک دارایی یا یک بدهی، بلافاصله مشخص نباشد، در نظر گرفتن اصل بنیادی زیربنای این استاندارد مفید است: به استثنای برخی موارد محدود، واحد تجاری باید بدهی مالیات انتقالی (دارایی مالیات انتقالی) را هنگامی شناسایی کند که بازیافت یا تسویه مبلغ دفتری دارایی یا بدهی، موجب شود پرداختهای آتی مالیات، بیشتر (کمتر) از زمانی باشد که بازیافت یا تسویه، آثار مالیاتی به همراه ندارد.
10. در صورتهای مالی تلفیقی، تفاوتهای موقتی از طریق مقایسه مبالغ دفتری داراییها و بدهیهای مندرج در صورتهای مالی تلفیقی و مبنای مالیاتی مناسب آنها تعیین میشود. مبنای مالیاتی با مراجعه به اظهارنامه مالیاتی هر یک از واحدهای تجاری گروه تعیین میگردد.
شناخت بدهیهای مالیات جاری و داراییهای مالیات جاری
11. مالیات جاری دوره جاری و دورههای قبل که هنوز پرداخت نشده است، باید به عنوان بدهی شناسایی شود. اگر مبلغ مربوط به دوره جاری و دورههای قبل که تا پایان دوره گزارشگری پرداخت شده است، بیش از مبلغ بدهی مربوط به آن دورهها باشد، این مازاد باید به عنوان دارایی (پیشپرداخت مالیات) شناسایی شود.
شناخت بدهیهای مالیات انتقالی و داراییهای مالیات انتقالی
تفاوتهای موقتی مشمول مالیات
تفاوتهای موقتی مشمول مالیات
12. بدهی مالیات انتقالی باید برای تمام تفاوتهای موقتی مشمول مالیات شناسایی شود، مگر به میزانی که بدهی مالیات انتقالی، از موارد زیر ناشی شود:
الف. شناخت اولیه سرقفلی؛ یا
ب. شناخت اولیه یک دارایی یا یک بدهی در معاملهای که:
1. ترکیب تجاری نیست؛ و
2. در زمان معامله، سود حسابداری و سود مشمول مالیات (زیان مالیاتی)، تحت تأثیر قرار نمیگیرد.
با وجود این، برای تفاوتهای موقتی مشمول مالیات مرتبط با سرمایهگذاری در واحدهای تجاری فرعی، شعب و واحدهای تجاری وابسته و منافع در مشارکتها، بدهی مالیات انتقالی باید طبق بند 38 شناسایی شود.
13. در زمان شناخت یک دارایی، بازیافت مبلغ دفتری آن در قالب ورود جریان منافع اقتصادی به واحد تجاری در دورههای آتی، امری بدیهی است. چنانچه مبلغ دفتری دارایی بیشتر از مبنای مالیاتی آن باشد، مبلغ منافع اقتصادی مشمول مالیات بیشتر از مبلغی خواهد بود که برای مقاصد مالیاتی میتواند کاهنده مالیات باشد. این تفاوت، تفاوت موقتی مشمول مالیات است و تعهد به پرداخت مالیات بر درآمد حاصل از آن در دورههای آتی، بدهی مالیات انتقالی است. با بازیافت مبلغ دفتری دارایی توسط واحد تجاری، تفاوت موقتی مشمول مالیات برگشت داده میشود و واحد تجاری سود مشمول مالیات خواهد داشت. این موضوع، این احتمال را ایجاد میکند که منافع اقتصادی به شکل پرداختهای مالیات از واحد تجاری به بیرون جریان پیدا کند. بنابراین، این استاندارد، به استثنای شرایط خاصی که در بندهای 12 و 38 تشریح شده است، شناسایی تمام بدهیهای مالیات انتقالی را الزامی میکند.
مثال
یک دارایی به بهای تمام شده 150، دارای مبلغ دفتری 100 است. استهلاک انباشته برای مقاصد مالیاتی 90 و نرخ مالیات، 25% است.
مبنای مالیاتی دارایی 60 (بهای تمام شده 150 پس از کسر استهلاک انباشته مالیاتی 90) است. برای بازیافت مبلغ دفتری 100، واحد تجاری باید درآمد مشمول مالیات معادل 100 کسب کند، اما تنها قادر خواهد بود به میزان استهلاک مالیاتی معادل 60، آن را کاهش دهد. در نتیجه، هنگامی که واحد تجاری مبلغ دفتری دارایی را بازیافت میکند، مالیات بر درآمدی معادل 10 (25% × 40)، پرداخت میکند. تفاوت مبلغ دفتری معادل 100 و مبنای مالیاتی معادل 60، تفاوت موقتی مشمول مالیات معادل 40 است. بنابراین، واحد تجاری بدهی مالیات انتقالی به میزان 10 (25% × 40) شناسایی میکند که نشاندهنده مالیات بر درآمدهایی است که هنگام بازیافت مبلغ دفتری دارایی پرداخت خواهد شد.
14. برخی تفاوتهای موقتی هنگامی به وجود میآید که دوره شناسایی درآمد یا هزینه برای محاسبه سود حسابداری، با دوره انعکاس آن در سود مشمول مالیات متفاوت باشد. چنین تفاوتهای موقتی، اغلب به عنوان تفاوتهای زمانی توصیف میشوند. موارد زیر، مثالهایی از این نوع تفاوتهای موقتی مشمول مالیات است و در نتیجه، منجر به ایجاد بدهیهای مالیات انتقالی میشود:
الف. درآمد مالی که بر مبنای تخصیص زمانی در سود حسابداری لحاظ میشود، اما ممکن است در برخی حوزههای مقرراتی، هنگام وصول نقد، در سود مشمول مالیات لحاظ گردد. مبنای مالیاتی هرگونه دریافتنی شناسایی شده در صورتوضعیت مالی در ارتباط با این درآمدها صفر است زیرا این درآمدها تا زمان وصول نقد، تأثیری بر سود مشمول مالیات ندارند؛
ب. استهلاک منظور شده در تعیین سود مشمول مالیات (زیان مالیاتی)، ممکن است با استهلاک محاسبه شده در تعیین سود حسابداری، تفاوت داشته باشد. تفاوت موقتی، تفاوت بین مبلغ دفتری دارایی و مبنای مالیاتی آن است که برابر با بهای تمام شده اولیه دارایی پس از کسر تمام کسور مربوط به آن دارایی است که در تعیین سود مشمول مالیات دوره جاری و دورههای قبل، توسط مراجع مالیاتی پذیرفته شده است. در صورتی که استهلاک مالیاتی شتابدار باشد، تفاوت موقتی مشمول مالیات ایجاد میشود و منجر به بدهی مالیات انتقالی میگردد (در صورتی که استهلاک مالیاتی، از سرعت پایینتری نسبت به استهلاک حسابداری برخوردار باشد، تفاوت موقتی کاهنده مالیات ایجاد میشود و منجر به دارایی مالیات انتقالی میگردد)؛ و
پ. برای تعیین سود حسابداری، ممکن است مخارج توسعه در بهای تمام شده داراییها منظور شود و در طول دورههای آتی مستهلک گردد اما برای مقاصد مالیاتی، در دورهای که واقع میشود سود مشمول مالیات را کاهش میدهد. مبنای مالیاتی مخارج توسعه، صفر است زیرا قبلاً از سود مشمول مالیات کسر شده است. این تفاوت موقتی، تفاوت بین مبلغ دفتری مخارج توسعه و مبنای مالیاتی صفر آن میباشد.
15. تفاوتهای موقتی، در موارد زیر نیز ایجاد میشوند:
الف. داراییهای قابل تشخیص تحصیل شده و بدهیهای تقبل شده در ترکیب تجاری، طبق استاندارد حسابداری 19 ترکیبهای تجاری، به ارزش منصفانه شناسایی شوند، اما برای مقاصد مالیاتی، تعدیلی از این بابت انجام نشود (به بند 16 مراجعه شود)؛
ب. برخی داراییها تجدید ارزیابی شوند، اما برای مقاصد مالیاتی تعدیلی از این بابت انجام نشود (به بند 17 مراجعه شود)؛
پ. در ترکیب تجاری، سرقفلی ایجاد شود (به بند 18 مراجعه شود)؛
ت. مبنای مالیاتی یک دارایی یا یک بدهی در شناخت اولیه، با مبلغ دفتری اولیه آن متفاوت باشد، برای مثال، هنگامی که واحد تجاری از کمکهای بلاعوض دولت که معاف از مالیات است، در رابطه با داراییها منتفع میشود. (به بندهای 21 و 32 مراجعه شود)؛ یا
ث. مبلغ دفتری سرمایهگذاریها در واحدهای تجاری فرعی، شعب و واحدهای تجاری وابسته یا منافع در مشارکتها، با مبنای مالیاتی سرمایهگذاریها یا منافع مذکور تفاوت داشته باشد (به بندهای 37 تا 44 مراجعه شود).
ترکیبهای تجاری
16. به استثنای برخی موارد، داراییهای قابل تشخیص تحصیل شده و بدهیهای تقبل شده در ترکیب تجاری، به ارزش منصفانه در تاریخ تحصیل، شناسایی میشوند. تفاوتهای موقتی در صورتی ایجاد میشود که مبنای مالیاتی داراییهای قابل تشخیص تحصیل شده و بدهیهای تقبل شده، تحت تأثیر ترکیب تجاری قرار نگرفته باشد یا به گونهای متفاوت، تحت تأثیر قرار گرفته باشد. برای مثال، هنگامی که مبلغ دفتری یک دارایی تا ارزش منصفانه آن افزایش مییابد اما مبنای مالیاتی دارایی برای مالک قبلی، بهای تمام شده باقی میماند، تفاوت موقتی مشمول مالیات ایجاد میشود که منجر به بدهی مالیات انتقالی میگردد. بدهی مالیات انتقالی ایجاد شده، سرقفلی را تحت تأثیر قرار میدهد (به بند 68 مراجعه شود).
داراییهای اندازهگیری شده به ارزش منصفانه
17. طبق استانداردهای حسابداری، اندازهگیری برخی داراییها به ارزش منصفانه یا تجدید ارزیابی آنها مجاز یا الزامی است (برای مثال، به استاندارد حسابداری 11 داراییهای ثابت مشهود، استاندارد حسابداری 17 داراییهای نامشهود و استاندارد حسابداری 15 حسابداری سرمایهگذاریها مراجعه شود). چنانچه طبق قوانین مالیاتی، تجدید ارزیابی یا نوع دیگری از تجدید ارائه دارایی به ارزش منصفانه، بر سود مشمول مالیات (زیان مالیاتی) دوره جاری تأثیر بگذارد، مبنای مالیاتی دارایی تعدیل میشود و تفاوت موقتی ایجاد نمیشود. در غیر این صورت، تجدید ارزیابی یا تجدید ارائه دارایی، سود مشمول مالیات را در دوره تجدید ارزیابی یا تجدید ارائه تحت تأثیر قرار نمیدهد و در نتیجه، مبنای مالیاتی دارایی تعدیل نمیشود. با وجود این، بازیافت آتی مبلغ دفتری، منجر به جریان منافع اقتصادی مشمول مالیات به واحد تجاری خواهد شد و مبلغی که برای مقاصد مالیاتی، کاهنده مالیات است، با مبلغ منافع اقتصادی تفاوت خواهد داشت. تفاوت بین مبلغ دفتری دارایی تجدید ارزیابی شده و مبنای مالیاتی آن، تفاوت موقتی است و باعث ایجاد بدهی مالیات انتقالی یا دارایی مالیات انتقالی میشود. این موضوع حتی در موارد زیر نیز مصداق دارد:
الف. واحد تجاری، قصد واگذاری دارایی را نداشته باشد. در این صورت، مبلغ دفتری تجدید ارزیابی شده دارایی، از طریق استفاده بازیافت میشود و منجر به ایجاد درآمد مشمول مالیاتی میگردد که از استهلاک قابل قبول مالیاتی در دورههای آتی، بیشتر است؛ یا
ب. چنانچه عایدات واگذاری دارایی در داراییهای مشابه سرمایهگذاری شود، مالیات سودهای سرمایهای، به دورههای آتی انتقال مییابد. در این موارد، مالیات عملاً در زمان فروش یا استفاده از آن داراییهای مشابه، قابل پرداخت میشود.
سرقفلی
18. سرقفلی ایجاد شده در ترکیب تجاری، از طریق مازاد قسمت (الف) بر قسمت (ب) زیر، اندازهگیری میشود:
الف. مجموع:
1. مابهازای انتقال یافته اندازهگیری شده طبق استاندارد حسابداری 19، که به طور معمول، مستلزم ارزش منصفانه در تاریخ تحصیل است.
2. مبلغ هرگونه منافع فاقد حق کنترل در واحد تحصیل شده که طبق استاندارد حسابداری 19 شناسایی میشود؛ و
3. در ترکیب تجاری مرحلهای، ارزش منصفانه حقوق مالکانه قبلی واحد تحصیلکننده در واحد تحصیل شده در تاریخ تحصیل؛
ب. خالص مبالغ داراییهای قابل تشخیص تحصیل شده و بدهیهای تقبل شده در تاریخ تحصیل که طبق استاندارد حسابداری 19 اندازهگیری میشود.
به طور معمول، کاهش مبلغ دفتری سرقفلی به عنوان هزینه کاهنده مالیات در تعیین سود مشمول مالیات، مجاز نیست. افزون بر این، در صورتی که واحد تجاری فرعی فعالیت تجاری اصلی خود را واگذار کند، بهای تمام شده سرقفلی، اغلب کاهنده مالیات نمیباشد. بنابراین، مبنای مالیاتی سرقفلی صفر است. هرگونه تفاوت بین مبلغ دفتری سرقفلی و مبنای مالیاتی صفر آن، تفاوت موقتی مشمول مالیات است. با این وجود، این استاندارد، شناخت بدهی مالیات انتقالی حاصل را مجاز نمیداند، زیرا سرقفلی به عنوان یک باقیمانده اندازهگیری میشود و شناخت بدهی مالیات انتقالی، موجب افزایش مبلغ دفتری سرقفلی میگردد.
19. در صورتی که بدهی مالیات انتقالی، به این دلیل که در زمان شناخت اولیه سرقفلی ایجاد شده است، شناسایی نشود، فرض میشود که کاهشهای بعدی در بدهی مالیات انتقالی نیز در زمان شناخت اولیه سرقفلی ایجاد شده است و بنابراین، طبق بند 12 (الف)، شناسایی نمیشود. برای مثال، در صورتی که در ترکیب تجاری، واحد تجاری سرقفلی معادل 100 واحد پول که مبنای مالیاتی معادل صفر دارد را شناسایی کند، بند 12 (الف) واحد تجاری را از شناسایی مالیات انتقالی حاصل، منع میکند. در صورتی که واحد تجاری، متعاقباً زیان کاهش ارزش سرقفلی را معادل 20 واحد پول شناسایی کند، مبلغ تفاوت موقتی مشمول مالیات مربوط به سرقفلی، از 100 واحد پول به 80 واحد پول کاهش مییابد و منجر به کاهش در ارزش بدهی مالیات انتقالی شناسایی نشده میشود. کاهش در ارزش بدهی مالیات انتقالی شناسایی نشده نیز مربوط به شناخت اولیه سرقفلی در نظر گرفته میشود و بنابراین، شناسایی آن، طبق بند 12 (الف) مجاز نیست.
20. با وجود این، بدهیهای مالیات انتقالی بابت تفاوتهای موقتی مشمول مالیات مربوط به سرقفلی، تا میزانی شناسایی میشوند که ناشی از شناخت اولیه سرقفلی نباشند. برای مثال، اگر در ترکیب تجاری، واحد تجاری، سرقفلی معادل 100 واحد پول شناسایی کند که برای مقاصد مالیاتی، با نرخ سالانه 20 درصد که شروع آن از سال تحصیل میباشد، کاهنده مالیات باشد، مبنای مالیاتی سرقفلی در شناخت اولیه 100 واحد پول و در پایان سال تحصیل 80 واحد پول میباشد. اگر مبلغ دفتری سرقفلی در پایان سال تحصیل، بدون تغییر معادل 100 واحد پول باقی بماند، تفاوت موقتی مشمول مالیات معادل 20 واحد پول، در پایان سال تحصیل ایجاد میشود. از آنجا که تفاوت موقتی مشمول مالیات، به شناخت اولیه سرقفلی ارتباطی ندارد، بدهی مالیات انتقالی حاصل شناسایی میشود.
شناخت اولیه یک دارایی یا یک بدهی
21. تفاوت موقتی ممکن است در شناخت اولیه یک دارایی یا یک بدهی ایجاد شود، برای مثال، در صورتی که تمام یا بخشی از بهای تمام شده دارایی، برای مقاصد مالیاتی کاهنده مالیات نباشد. روش حسابداری چنین تفاوت موقتی، به ماهیت معاملهای که منجر به شناخت اولیه دارایی یا بدهی مزبور شده است، بستگی دارد:
الف. در ترکیب تجاری، واحد تجاری هرگونه بدهی مالیات انتقالی یا دارایی مالیات انتقالی را شناسایی میکند و این موضوع، مبلغ سرقفلی شناسایی شده یا سود خرید زیر قیمت شناسایی شده را تحت تأثیر قرار میدهد (به بند 16 مراجعه شود)؛
ب. اگر معاملهای سود حسابداری یا سود مشمول مالیات را تحت تأثیر قرار دهد، واحد تجاری هرگونه بدهی مالیات انتقالی یا دارایی مالیات انتقالی را شناسایی میکند و هزینه مالیات انتقالی یا درآمد مالیات انتقالی ایجاد شده را در صورت سود و زیان شناسایی مینماید (به بند 60 مراجعه شود).
پ. در صورتی که معامله، ترکیب تجاری نباشد و سود حسابداری و سود مشمول مالیات را تحت تأثیر قرار ندهد، در نبود معافیت ارائه شده در بندهای 12 و 22، واحد تجاری بدهی مالیات انتقالی یا دارایی مالیات انتقالی حاصل را شناسایی میکند و مبلغ دفتری دارایی یا بدهی را معادل همان مبلغ تعدیل مینماید. اینگونه تعدیلات از شفافیت صورتهای مالی میکاهد. بنابراین، طبق این استاندارد، واحد تجاری مجاز به شناسایی بدهی مالیات انتقالی یا دارایی مالیات انتقالی حاصل، در زمان شناخت اولیه یا پس از آن نمیباشد (به مثال زیر مراجعه شود). افزون بر این، واحد تجاری تغییرات بعدی در بدهی یا دارایی مالیات انتقالی شناسایی نشده را همزمان با مستهلک شدن دارایی، شناسایی نمیکند.
مثال مربوط به بند 21 (پ)
واحد تجاری قصد دارد یک دارایی به بهای تمام شده 1.000 را در عمر مفید پنج ساله آن مورد استفاده قرار دهد و سپس آن را به ارزش باقیمانده صفر واگذار نماید. نرخ مالیات 40% است. استهلاک دارایی برای مقاصد مالیاتی، کاهنده مالیات نمیباشد. در زمان واگذاری، سود سرمایهای مشمول مالیات نیست و زیان سرمایهای، کاهنده مالیات نمیباشد.
همزمان با بازیافت مبلغ دفتری دارایی، واحد تجاری درآمد مشمول مالیاتی به میزان 1.000 کسب خواهد کرد و مالیات 400 را پرداخت خواهد نمود. واحد تجاری بدهی مالیات انتقالی ایجاد شده معادل 400 را شناسایی نمیکند زیرا ناشی از شناخت اولیه دارایی است.
مبلغ دفتری دارایی در سال بعد، 800 خواهد بود. با کسب درآمد مشمول مالیاتی معادل 800، واحد تجاری مالیاتی معادل 320 پرداخت خواهد کرد. واحد تجاری بدهی مالیات انتقالی معادل 320 را شناسایی نمیکند، زیرا ناشی از شناخت اولیه دارایی است.
تفاوتهای موقتی کاهنده مالیات
22. دارایی مالیات انتقالی، باید برای تمام تفاوتهای موقتی کاهنده مالیات تا میزانی شناسایی شود که در مقابل تفاوتهای موقتی کاهنده مالیات، وجود سود مشمول مالیات قابل استفاده محتمل باشد، مگر اینکه دارایی مالیات انتقالی، از شناخت اولیه یک دارایی یا یک بدهی در معاملهای ایجاد شود که:
الف. ترکیب تجاری نیست؛ و
ب. در زمان معامله، سود حسابداری و سود مشمول مالیات (زیان مالیاتی) را تحت تأثیر قرار نمیدهد.
با وجود این، برای تفاوتهای موقتی کاهنده مالیات مرتبط با سرمایهگذاری در واحدهای تجاری فرعی، شعب، واحدهای تجاری وابسته و منافع در مشارکتها، دارایی مالیات انتقالی باید طبق بند 43 شناسایی شود.
23. در زمان شناخت یک بدهی، تسویه مبلغ دفتری آن در دورههای آتی از طریق خروج منابع دارای منافع اقتصادی از واحد تجاری، امری بدیهی است. هنگامی که منابع از واحد تجاری خارج میشود، ممکن است تمام یا بخشی از مبالغ آنها هنگام تعیین سود مشمول مالیات دورههای بعد از دورهای که بدهی در آن شناسایی میشود، کاهنده مالیات باشد. در چنین مواردی، بین مبلغ دفتری بدهی و مبنای مالیاتی آن، تفاوت موقتی وجود دارد. همچنین، در ارتباط با مالیات بر درآمدی که در دورههای آتی به این دلیل قابل بازیافت میشود که بخشی از بدهی به عنوان کاهنده سود مشمول مالیات پذیرفته میشود، دارایی مالیات انتقالی ایجاد میشود. همچنین، در صورتی که مبلغ دفتری دارایی کمتر از مبنای مالیاتی آن باشد، این تفاوت منجر به دارایی مالیات انتقالی در ارتباط با مالیات بر درآمدی میشود که در دورههای آتی قابل بازیافت است.
مثال
واحد تجاری برای بازخرید مرخصی کارکنان، بدهی به مبلغ 100 شناسایی میکند. برای مقاصد مالیاتی، هزینه بازخرید مرخصی تا زمانی که واحد تجاری آن را نپردازد، کاهنده مالیات نیست. نرخ مالیات 25% است.
مبنای مالیاتی بدهی صفر است (مبلغ دفتری 100 پس از کسر مبلغی که در ارتباط با این بدهی، در دورههای آتی برای مقاصد مالیاتی کاهنده مالیات میباشد). در تسویه بدهی به مبلغ دفتری، واحد تجاری سود مشمول مالیات آتی خود را به میزان 100 کاهش میدهد و، در نتیجه، پرداخت مالیات آتی خود را به میزان 25، (حاصل ضرب 100 در 25%) کاهش میدهد. تفاوت بین مبلغ دفتری 100 و مبنای مالیاتی صفر، تفاوت موقتی کاهنده مالیات معادل 100 است. بنابراین، واحد تجاری دارایی مالیات انتقالی به میزان 25 (حاصل ضرب 100 در 25%) شناسایی میکند، مشروط بر اینکه کسب سود مشمول مالیات کافی در دورههای آتی برای انتفاع واحد تجاری از طریق کاهش در پرداخت مالیات، محتمل باشد.
24. مثالهای زیر، نمونههایی از تفاوتهای موقتی کاهنده مالیات است که منجر به ایجاد داراییهای مالیات انتقالی میشود:
الف. هزینههای مزایای بازنشستگی ممکن است هنگام ارائه خدمت توسط کارکنان، برای تعیین سود حسابداری کسر شود، اما در تعیین سود مشمول مالیات، هنگام پرداخت کمکها به صندوق توسط واحد تجاری یا هنگام پرداخت مزایای بازنشستگی توسط واحد تجاری، کاهنده سود مشمول مالیات میباشد. تفاوت بین مبلغ دفتری بدهی و مبنای مالیاتی آن، تفاوت موقتی است؛ مبنای مالیاتی بدهی معمولاً صفر است. هنگامی که کمکها یا مزایای بازنشستگی پرداخت میشود، منافع اقتصادی به شکل کاهش در سود مشمول مالیات، به واحد تجاری جریان مییابد و در نتیجه، این تفاوت موقتی کاهنده مالیات، منجر به دارایی مالیات انتقالی میشود؛
ب. برای تعیین سود حسابداری، برخی مخارج در دوره وقوع به عنوان هزینه شناسایی میشود، اما در تعیین سود مشمول مالیات، ممکن است واحد تجاری تا دوره بعد مجاز به کاهش در سود مشمول مالیات (زیان مالیاتی) نباشد. تفاوت بین مبنای مالیاتی این مخارج، یعنی مبلغی که مراجع مالیاتی آن را به عنوان کاهنده سود مشمول مالیات در دورههای آتی مجاز میدانند و مبلغ دفتری صفر، تفاوت موقتی کاهنده مالیات است که منجر به ایجاد دارایی مالیات انتقالی میشود؛
پ. به استثنای برخی موارد محدود، واحد تجاری داراییهای قابل تشخیص تحصیل شده و بدهیهای تقبل شده در ترکیب تجاری را به ارزش منصفانه در تاریخ تحصیل شناسایی میکند. هنگامی که بدهی تقبل شده، در تاریخ تحصیل شناسایی میشود اما مخارج مربوط، سود مشمول مالیات دورههای بعد را کاهش میدهد، تفاوت موقتی کاهنده مالیات ایجاد میشود که منجر به ایجاد دارایی مالیات انتقالی میگردد. همچنین، هنگامی که ارزش منصفانه دارایی قابل تشخیص تحصیل شده کمتر از مبنای مالیاتی آن باشد، دارایی مالیات انتقالی ایجاد میشود. در هر دو حالت، دارایی مالیات انتقالی حاصل، سرقفلی را تحت تأثیر قرار میدهد (به بند 66 مراجعه شود)؛ و
ت. ممکن است برخی داراییها به ارزش منصفانه اندازهگیری شوند یا ممکن است تجدید ارزیابی شوند بدون اینکه برای مقاصد مالیاتی تعدیلی از این بابت انجام شود (به بند 17 مراجعه شود). در صورتی که مبنای مالیاتی دارایی بیش از مبلغ دفتری آن باشد، تفاوت موقتی کاهنده مالیات ایجاد میشود.
مثال مربوط به بند 24 (ت)
تعیین تفاوت موقتی کاهنده مالیات در پایان سال دوم
تعیین تفاوت موقتی کاهنده مالیات در پایان سال دوم
واحد تجاری الف در ابتدای سال اول، یک ابزار بدهی به مبلغ 1.000 خریداری میکند. ارزش اسمی این ابزار معادل 1.000 است که 5 سال بعد، یعنی در تاریخ سررسید، قابل پرداخت میباشد. نرخ سود 2 درصد، قابل پرداخت در پایان هر سال است. نرخ سود مؤثر 2 درصد میباشد. ابزار بدهی به ارزش منصفانه اندازهگیری میشود.
در پایان سال دوم، به دلیل افزایش نرخ سود در بازار تا سطح 5 درصد، ارزش منصفانه ابزار بدهی به مبلغی معادل 918 کاهش یافت. در صورت نگهداری ابزار بدهی توسط واحد تجاری الف، وصول تمام جریانهای نقدی قراردادی محتمل است.
هرگونه سود (زیان) ابزار بدهی، تنها در صورت تحقق، مشمول مالیات (کاهنده مالیات) است. برای مقاصد مالیاتی، سودها (زیانهای) ناشی از فروش یا سررسید ابزار بدهی، از طریق تفاوت بین مبلغ وصول شده و بهای تمام شده اولیه ابزار بدهی محاسبه میشود.
بر این اساس، مبنای مالیاتی ابزار بدهی معادل بهای تمام شده اولیه آن است.
تفاوت بین مبلغ دفتری ابزار بدهی در صورتوضعیت مالی واحد تجاری الف معادل 918 و مبنای مالیاتی آن معادل 1.000، صرف نظر از اینکه واحد تجاری الف انتظار داشته باشد مبلغ دفتری ابزار بدهی را از طریق فروش یا از طریق استفاده برای مثال نگهداری آن و وصول جریانهای نقدی قراردادی یا ترکیبی از هر دو، بازیافت کند، منجر به ایجاد تفاوت موقتی کاهنده مالیات معادل 82 در پایان سال دوم میشود (به بندهای 17 و 24 «ت» مراجعه شود).
دلیل این امر این است که تفاوتهای موقتی کاهنده مالیات، تفاوت بین مبلغ دفتری یک دارایی یا یک بدهی در صورتوضعیت مالی و مبنای مالیاتی آن است که منجر به مبالغی میشود که در صورت بازیافت یا تسویه مبلغ دفتری دارایی یا بدهی، در تعیین سود مشمول مالیات (زیان مالیاتی) دورههای آتی، کاهنده مالیات است (به بند 4 مراجعه شود). واحد تجاری الف، در تعیین سود مشمول مالیات (زیان مالیاتی)، چه در زمان فروش و چه در سررسید، مبنای مالیاتی دارایی معادل 1.000 را کسر خواهد کرد.
25. برگشت تفاوتهای موقتی کاهنده مالیات، منجر به کاهش سود مشمول مالیات دورههای آتی میشود. با وجود این، منافع اقتصادی به شکل کاهش در پرداختهای مالیات، تنها در صورتی به واحد تجاری جریان مییابد که واحد تجاری سودهای مشمول مالیات کافی تحصیل کرده باشد تا بتوان تفاوتهای موقتی کاهنده مالیات را با آن تهاتر کرد. بنابراین، واحد تجاری تنها هنگامی داراییهای مالیات انتقالی را شناسایی میکند که در مقابل تفاوتهای موقتی کاهنده مالیات، وجود سود مشمول مالیات قابل استفاده، محتمل باشد.
26. هنگامی که واحد تجاری ارزیابی میکند که آیا سود مشمول مالیاتی وجود خواهد داشت که بتواند در مقابل آن، تفاوت موقتی کاهنده مالیات را استفاده کند، این موضوع را در نظر میگیرد که آیا قوانین مالیاتی، برای استفاده از منابع سودهای مشمول مالیات در زمان برگشت آن تفاوت موقتی مشمول مالیات، محدودیتی در نظر گرفته است یا خیر. اگر قوانین مالیاتی چنین محدودیتی را تحمیل نکند، واحد تجاری تفاوت موقتی کاهنده مالیات را در ترکیب با سایر تفاوتهای موقتی کاهنده مالیات ارزیابی میکند. با وجود این، چنانچه قوانین مالیاتی استفاده از زیانها را در مقابل انواع خاصی از درآمدها محدود کند، تفاوت موقتی کاهنده مالیات تنها در ترکیب با سایر تفاوتهای موقتی کاهنده مالیات از نوع مناسب، مورد ارزیابی قرار میگیرد.
27. در صورتی در مقابل تفاوتهای موقتی کاهنده مالیات، وجود سود مشمول مالیات قابل استفاده محتمل است که تفاوتهای موقتی مشمول مالیات برای یک واحد تجاری در یک حوزه مقرراتی به میزان کافی وجود داشته باشد و انتظار رود در یکی از دورههای زیر برگشت شود:
الف. در همان دورهای که انتظار میرود تفاوتهای موقتی کاهنده مالیات برگشت داده شود؛ یا
ب. در دورههایی که زیان مالیاتی ناشی از دارایی مالیات انتقالی، قابل انتقال به دورههای قبل یا آینده باشد.
در چنین شرایطی، دارایی مالیات انتقالی در دورهای شناسایی میشود که تفاوتهای موقتی کاهنده مالیات ایجاد میگردد.
28. در صورتی که برای یک واحد تجاری در یک حوزه مقرراتی، تفاوتهای موقتی مشمول مالیات به میزان کافی وجود نداشته باشد، دارایی مالیات انتقالی تا میزانی شناسایی میشود که:
الف. این احتمال وجود داشته باشد که واحد تجاری در همان دورهای که تفاوت موقتی کاهنده مالیات برگشت میشود (یا در دورههایی که زیان مالیاتی حاصل از دارایی مالیات انتقالی، قابل انتقال به آینده میشود)، برای یک واحد تجاری در یک حوزه مقرراتی، از سود مشمول مالیات به میزان کافی برخوردار باشد. در ارزیابی اینکه واحد تجاری سود مشمول مالیات کافی در دورههای آتی خواهد داشت یا خیر، واحد تجاری؛
1. تفاوتهای موقتی کاهنده مالیات را با سودهای مشمول مالیات آتی که کاهش در مالیات ناشی از برگشت آن تفاوتهای موقتی کاهنده مالیات از آن کسر شده است، مقایسه میکند. این مقایسه نشان میدهد چه میزان از سودهای مشمول آتی برای اینکه مبالغ ناشی از برگشت آن تفاوتهای موقتی کاهنده مالیات از آن کسر شود، برای واحد تجاری کفایت میکند؛ و
2. مبالغ مشمول مالیات ناشی از تفاوتهای موقتی کاهنده مالیات را که انتظار میرود در دورههای آتی ایجاد شود، نادیده میگیرد، زیرا دارایی مالیات انتقالی ناشی از این تفاوتهای موقتی کاهنده مالیات، خود، به سود مشمول مالیات آتی نیاز دارد تا مورد استفاده قرار گیرد؛ یا
ب. فرصتهای برنامهریزی مالیاتی برای واحد تجاری وجود داشته باشد تا سود مشمول مالیات را در دورههای مناسب ایجاد کند.
29. ارزیابی سود مشمول مالیات آتی محتمل، در صورت وجود شواهد کافی مبنی بر دستیابی واحد تجاری به این مبلغ محتمل، میتواند شامل بازیافت برخی داراییهای واحد تجاری به مبلغی بیش از مبلغ دفتری آنها باشد. برای مثال، هرگاه دارایی به ارزش منصفانه اندازهگیری شود، واحد تجاری باید بررسی کند که آیا شواهد کافی برای نتیجهگیری درباره محتمل بودن بازیافت دارایی به مبلغی بیش از مبلغ دفتری وجود دارد یا خیر. برای مثال این موضوع زمانی مصداق دارد که واحد تجاری انتظار داشته باشد یک ابزار بدهی با نرخ سود ثابت را نگهداری و جریانهای نقدی قراردادی آن را وصول کند.
30. فرصتهای برنامهریزی مالیاتی، اقداماتی است که واحد تجاری به منظور ایجاد یا افزایش درآمد مشمول مالیات در دورهای خاص، قبل از انقضای مهلت انتقال زیان مالیاتی یا اعتبار مالیاتی به دورههای آتی، انجام میدهد. برای مثال، در برخی حوزههای مقرراتی، سود مشمول مالیات ممکن است به روشهای زیر ایجاد شود یا افزایش یابد:
الف. انتخاب روش احتساب مالیات درآمد مالی بر مبنای درآمد مالی دریافت شده یا درآمد مالی دریافتنی؛
ب. انتقال ادعاهای مربوط به اقلام کاهنده سود مشمول مالیات به آینده؛
پ. فروش و اجاره مجدد احتمالی، داراییهایی که افزایش بها داشتهاند اما مبنای مالیاتی آنها برای انعکاس این افزایش بها، تعدیل نشده است؛ و
ت. فروش یک دارایی که درآمد معاف از مالیات ایجاد میکند (مانند اوراق مشارکت دولتی در برخی حوزههای مقرراتی) به منظور خرید سرمایهگذاری دیگری که درآمد مشمول مالیات ایجاد میکند.
در مواردی که فرصتهای برنامهریزی مالیاتی، موجب انتقال سود مشمول مالیات از دورههای آتی به دورههای نزدیکتر میشود، انتقال زیان مالیاتی یا اعتبار مالیاتی به دورههای آتی، همچنان به وجود سود مشمول مالیات آتی ناشی از منابعی غیر از منابع ایجادکننده تفاوتهای موقتی آتی، بستگی دارد.
31. در صورتی که واحد تجاری سابقه زیان داشته باشد، رهنمودهای مندرج در بندهای 34 و 35 را در نظر میگیرد.
شناخت اولیه یک دارایی یا یک بدهی
32. کمکهای بلاعوض دولت در ارتباط با داراییهای استهلاکپذیر میتواند به عنوان تعهدات انتقالی به دورههای آتی شناسایی شود که تفاوت بین این تعهدات انتقالی و مبنای مالیاتی صفر آن، تفاوت موقتی کاهنده مالیات است. با توجه به دلیل مندرج در بند 21، دارایی مالیات انتقالی حاصل شناسایی نمیشود.
زیانهای مالیاتی استفاده نشده و اعتبارهای مالیاتی استفاده نشده
33. دارایی مالیات انتقالی، بابت انتقال زیانهای مالیاتی استفاده نشده و اعتبارهای مالیاتی استفاده نشده به دورههای آتی، باید تا میزانی شناسایی شود که در مقابل زیانهای مالیاتی استفاده نشده و اعتبارهای مالیاتی استفاده نشده، وجود سود مشمول مالیات قابل استفاده محتمل باشد.
34. معیارهای شناخت داراییهای مالیات انتقالی که از انتقال زیانهای مالیاتی استفاده نشده و اعتبارهای مالیاتی استفاده نشده به دورههای آتی ناشی میشود، با معیارهای شناخت داراییهای مالیات انتقالی ناشی از تفاوتهای موقتی کاهنده مالیات یکسان است. با وجود این، وجود زیانهای مالیاتی استفاده نشده، شواهد قوی از نبود سودهای مشمول مالیات آتی است. بنابراین، هنگامی که واحد تجاری سابقه زیان داشته باشد، دارایی مالیات انتقالی ناشی از زیانهای مالیاتی استفاده نشده یا اعتبارهای مالیاتی استفاده نشده را تنها تا میزانی شناسایی میکند که تفاوتهای موقتی مشمول مالیات به اندازه کافی وجود داشته باشد یا شواهد متقاعدکننده دیگری مبنی بر در دسترس بودن سود مشمول مالیات قابل استفاده در آینده در مقابل زیانهای مالیاتی استفاده نشده یا اعتبارهای مالیاتی استفاده نشده، موجود باشد. در چنین شرایطی، طبق بند 81، افشای مبلغ دارایی مالیات انتقالی و ماهیت شواهد پشتیبان شناخت آن، الزامی است.
35. در ارزیابی احتمال وجود سود مشمول مالیات قابل استفاده در مقابل زیانهای مالیاتی استفاده نشده و اعتبارهای مالیاتی استفاده نشده، واحد تجاری معیارهای زیر را در نظر میگیرد:
الف. وجود تفاوتهای موقتی مشمول مالیات کافی برای واحد تجاری در یک حوزه مقرراتی، که منجر به ایجاد مبالغ مشمول مالیات قابل استفاده در مقابل زیانهای مالیاتی استفاده نشده یا اعتبارهای مالیاتی استفاده نشده شود.
ب. وجود سود مشمول مالیات کافی در واحد تجاری قبل از انقضای زیانهای مالیاتی استفاده نشده یا اعتبارهای مالیاتی استفاده نشده، محتمل باشد؛
پ. زیانهای مالیاتی استفاده نشده ناشی از دلایل قابل تشخیصی باشد که تکرار آن محتمل نباشد؛ و
ت. وجود فرصتهای برنامهریزی مالیاتی (به بند 30 مراجعه شود)، به گونهای که سود مشمول مالیات را در دورهای ایجاد کند که زیانهای مالیاتی استفاده نشده یا اعتبارهای مالیاتی استفاده نشده، در آن دوره قابل استفاده باشد.
چنانچه در مقابل زیانهای مالیاتی استفاده نشده یا اعتبارهای مالیاتی استفاده نشده، وجود سود مشمول مالیات قابل استفاده در آینده محتمل نباشد، دارایی مالیات انتقالی شناسایی نمیشود.
بررسی مجدد داراییهای مالیات انتقالی شناسایی نشده
36. واحد تجاری در پایان هر دوره گزارشگری، داراییهای مالیات انتقالی شناسایی نشده را مجدداً بررسی میکند. واحد تجاری دارایی مالیات انتقالی که قبلاً شناسایی نشده است را تا میزانی شناسایی میکند که بازیافت دارایی مالیات انتقالی از محل سودهای مشمول مالیات آتی امکانپذیر باشد. برای مثال، بهبود شرایط تجاری ممکن است این احتمال را که واحد تجاری بتواند به منظور احراز معیارهای شناخت مندرج در بندهای 22 یا 33، سود مشمول مالیات کافی در آینده ایجاد کند، افزایش دهد. مثال دیگر، هنگامی است که واحد تجاری داراییهای مالیات انتقالی را در تاریخ ترکیب تجاری یا پس از آن، مجدداً بررسی میکند (به بندهای 69 و 70 مراجعه شود).
سرمایهگذاری در واحدهای تجاری فرعی، شعب و واحدهای تجاری وابسته و منافع در مشارکتها
37. هرگاه مبلغ دفتری سرمایهگذاریها در واحدهای تجاری فرعی، شعب و واحدهای تجاری وابسته یا منافع در مشارکتها (یعنی، سهم واحد تجاری اصلی یا سرمایهگذار از خالص داراییهای واحد تجاری فرعی، شعب و واحد تجاری وابسته یا سرمایهپذیر، شامل مبلغ دفتری سرقفلی) با مبنای مالیاتی سرمایهگذاری یا منافع (که اغلب بهای تمام شده است) تفاوت داشته باشد، تفاوتهای موقتی ایجاد میشود. این تفاوتها ممکن است در شرایط مختلفی ایجاد شود؛ برای مثال:
الف. وجود سودهای توزیع نشده واحدهای تجاری فرعی، شعب، واحدهای تجاری وابسته و مشارکتها؛
ب. تغییر در نرخ ارز، در صورتی که واحد تجاری اصلی و واحد تجاری فرعی آن در کشورهای مختلفی قرار داشته باشند؛ و
پ. کاهش در مبلغ دفتری سرمایهگذاری در واحد تجاری وابست
مورخ:
1404/03/10
شماره:
200/1404/30
بخشنامه