مورخ: 1403/08/15
شماره: 140331390001953518
آرا هیات عمومی دیوان عدالت
ناسخ
ابطال اطلاق دستورالعمل شماره 230/21809/د مورخ 1399/5/22 معاون درآمدهای مالیاتی
شماره پرونده: 0104769-0302014-0302017-0301823
مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
شاکی: آقایان حسین سعیدنیا - اصغر صیام‌پور - حمیدرضا فتاحی - محمدعلی اسکندری یزدی و خانم فاطمه عباسی
طرف شکایت: سازمان امور مالیاتی کشور
موضوع شکایت و خواسته: ابطال اطلاق دستورالعمل شماره 230/21809/د مورخ 1399/05/22 معاون درآمدهای مالیاتی وزارت امور اقتصادی و دارایی
گردش‌کار:
شاکیان به موجب دادخواست‌های جداگانه‌ای ابطال اطلاق دستورالعمل شماره 230/21809/د مورخ 1399/05/22 معاون درآمدهای مالیاتی وزارت امور اقتصادی و دارایی را خواستار شده‌اند و در جهت تبیین خواسته اجمالاً به طور خلاصه اعلام کرده‌اند که:
دلایل خلاف شرع بودن «اطلاق» دستورالعمل شماره (230/21809/د) تاریخ (1399/05/22)
- عدم وجود «مقدمات حکمت»
مطابق شرع مقدس اسلام و اصول و مبانی فقهی اگر حتی یکی از شرایط «مقدمات حکمت» نسبت به لفظی وجود نداشته باشد، نمی‌توان آن لفظ را مطلق قلمداد نمود.
لفظ «مدیران» در ماده 198 قانون مالیات‌های مستقیم مصوب 1394 هیچ یک از شرایط تحقق «مقدمات حکمت» را دارا نمی‌باشد و ادله و قرینه‌های متعددی در قانون مالیات‌های مستقیم مصوب 1394 و قانون تجارت مبنی بر مقید بودن لفظ «مدیران» به مدیران صاحب امضای مجاز شخص حقوقی غیر دولتی وجود دارد.
- مغایرت با قواعد فقهی «قبح عقاب بلابیان» و «لاضرر»
به استناد ماده 206 قانون مالیات‌های مستقیم که اشعار می‌دارد: [اگر مؤدی شرکت تجارتی یا سایر اشخاص حقوقی باشد، اوراق مالیاتی باید به مدیر یا اشخاص دیگری که از طرف شرکت حق امضا دارند ابلاغ شود.]
لذا اظهر من‌الشمس است که حتی اوراق مالیاتی اشخاص حقوقی به مدیران فاقد حق امضای مجاز ابلاغ نمی‌شود.
مطابق بند 9 فصل یکم دستورالعمل دادرسی مالیاتی به شماره 117300 تاریخ 1387/11/13، حتی اجازه اعتراض به برگ‌های تشخیص مالیاتی و حتی اجازه حضور در جلسات هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی به مدیران فاقد حق امضای اشخاص حقوقی داده نمی‌شود.
- بنابراین مسئول دانستن مدیران فاقد حق امضای مجاز اشخاص حقوقی وفق قواعد فقهی قبح عقاب بلابیان و لاضرر خلاف شرع مقدس اسلام می‌باشد.
یکی از قواعد مشهور فقهی قاعده «نفی عسر و حرج» یا «لاحرج» است که مبنای آن آیه شریفه 186 از سوره مبارکه بقره (لایکلف‌الله نفساً الا وسعها) است. به این مفهوم که اصولاً هنگامی که تکلیفی متوجه انسان نیست مؤاخذه هم منتفی است و یا ادای تکلیف دارای مشقت با دشواری شدید، که تحمل آن عادتاً برای مکلف سخت است موجب ساقط شدن تکلیف می‌گردد؛ بنابراین با عنایت به این که حکم ماده (198) قانون مالیات‌های مستقیم صرفاً معطوف به مدیران تصمیم‌گیر (مدیرانی که سوی شرکت در اساسنامه دارای امضای تعهدآور است) می‌باشد، تسری حکم به سایر مدیران شخص حقوقی - از جمله مدیران اجرایی شخص حقوقی - که اساساً فاقد حق امضای اسناد تعهدآور و همچنین فاقد اختیار برای تأدیه بدهی‌های مالیاتی می‌باشند و مدیران فاقد اطلاع از بدهی مالیاتی شرکت که قصوراً از آن مطلع نبوده‌اند، خلاف شرع انور و مغایر با احکام مطهر اسلام است. به نظر می‌رسد اطلاق این دستورالعمل به مدیران فاقد صاحب امضا تکلیف مالایطاق بوده و اطلاق این دستورالعمل مغایر با قاعده لاضرر است. به همین جهت درخواست ابطال دستورالعمل از تاریخ تصویب مورد استدعا است.
متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است:
[مقرره فوق در سربرگ اسناد مرتبط در دسترس است.]
در پاسخ به شکایت مذکور، مدیرکل دفتر حقوقی و قراردادهای مالیاتی وزارت امور اقتصادی و دارایی به موجب لایحه شماره 212/9608/ص مورخ 1401/05/09 توضیح داده است که:
پیش‌تر همین موضوع شکایت، از جانب آقای داود رشیدی در آن دیوان مطرح و تحت کلاسه 9901528 در هیأت تخصصی مالیاتی بانکی رسیدگی و منتهی به صدور دادنامه شماره 74-73-140009970906010072 مورخ 1400/02/19 مبنی بر رد شکایت شاکی گردیده است. با عنایت به این که رسیدگی به شکایت حاضر، موضوعاً منتفی می‌باشد، صدور قرار رد درخواست شاکی، در اجرایی ماده 85 قانون تشکیلات و آئین دادرسی دیوان عدالت اداری مورد استدعاست.
ضمناً در خصوص خواسته ابطال عبارت «مدیران فعلی آن» از دستورالعمل شماره 230/21809/د مورخ 1399/05/22 معاون درآمدهای مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور، معاون قضایی در امور هیأت عمومی و هیأت‌های تخصصی دیوان عدالت اداری در اجرای ماده 85 قانون دیوان عدالت اداری با این استدلال که درخواست ابطال دستورالعمل شماره 230/21809/د مورخ 1399/05/22 معاون درآمدهای مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور سابقاً در هیأت تخصصی مالیاتی بانکی دیوان عدالت اداری مطرح گردیده و این هیأت بر اساس دادنامه شماره 140009970906010072 مورخ 1400/02/12، دستورالعمل مذکور را مغایر قانون و قابل ابطال تشخیص نداده لذا در خصوص شکایت مطروحه سابقاً تصمیم‌گیری شده و موضوع شکایت مشمول مفاد مذکور و واجد اعتبار امر مختوم می‌باشد. به موجب دادنامه 140231390001465447 مورخ 1402/06/07 قرار رد شکایت صادر کرده است.
در خصوص ادعای شاکیان مبنی بر مغایرت مقرره مورد شکایت با موازین شرعی، قائم‌مقام دبیر شورای نگهبان به موجب نامه شماره 102/43018 مورخ 1403/05/08 اعلام کرده است که:
رئیس محترم هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
با سلام و تحیت
عطف به نامه شماره 0104749 مورخ 1403/01/29 موضوع دستورالعمل شماره 230/21809/د مورخ 1399/05/22 سازمان امور مالیاتی کشور در خصوص ترتیبات اقدامات اجرایی برای اشخاص حقوقی، در جلسه مورخ 1403/04/17 فقهای معظم شورای نگهبان مورد بحث و بررسی قرار گرفت که به شرح ذیل اعلام نظر می‌گردد:
- اطلاق مصوبه مورد شکایت نسبت به مدیرانی که قصوراً اطلاعی از مالیات متعلقه نداشته‌اند و یا دارای حق امضا نیستند و راه تخلصی از پرداخت مالیات ندارند (مثلاً نمی‌توانند استعفا کنند) خلاف موازین شرع شناخته شد.
هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ 1403/08/15 با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آرا به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.
رأی هیأت عمومی
قائم‌مقام دبیر شورای نگهبان به موجب نامه شماره 102/43018 مورخ 1403/05/08 در رابطه با جنبه شرعی مقرره مورد شکایت اعلام کرده است که: «اطلاق مصوبه مورد شکایت نسبت به مدیرانی که قصوراً اطلاعی از مالیات متعلقه نداشته‌اند و یا دارای حق امضا نیستند و راه تخلصی از پرداخت مالیات ندارند (مثلاً نمی‌توانند استعفا کنند) خلاف موازین شرع شناخته شد» و بنابراین در اجرای حکم مقرر در ماده 87 قانون دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 مبنی بر لزوم تبعیت هیأت عمومی دیوان عدالت اداری از نظر فقهای شورای نگهبان در خصوص جنبه شرعی مقررات اجرایی، اطلاق دستورالعمل شماره 230/21809/د مورخ 1399/05/22 معاون درآمدهای مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور در خصوص ترتیبات اقدامات اجرایی برای اشخاص حقوقی در حد مقرر در نظریه مذکور خلاف شرع است و مستند به بند 1 ماده 12 و مواد 13 و 88 قانون دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 بطلان آن از تاریخ صدور اعلام می‌شود. این رأی بر اساس ماده 93 قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوب 1402/02/10) در رسیدگی و تصمیم‌گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است.
احمدرضا عابدی
رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
مورخ: 1399/05/22
شماره: 230/21809/د
دستورالعمل
منسوخ