شماره پرونده: 0208060
مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
شاکی: آقای احسان شکوه
طرف شکایت: وزارت امور اقتصادی و دارایی - بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران
موضوع شکایت و خواسته: ابطال نامه شماره 1502/01/65/02 مورخ 1402/11/02 معاون وزیر امور اقتصادی و دارایی و رئیس مرکز اطلاعات مالی؛ دبیر شورای عالی مقابله و پیشگیری از جرایم پولشویی و تأمین مالی تروریسم
گردشکار:
شاکی به موجب دادخواستی ابطال نامه شماره 1502/01/65/02 مورخ 1402/11/02 معاون وزیر امور اقتصادی و دارایی و رئیس مرکز اطلاعات مالی؛ دبیر شورای عالی مقابله و پیشگیری از جرایم پولشویی و تأمین مالی تروریسم را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که:
1- معاون وزیر و رئیس مرکز اطلاعات مالی؛ دبیر شورای عالی مقابله و پیشگیری از جرایم پولشویی و تأمین مالی تروریسم در ابلاغیه شماره 1502/01/65/02 مورخ 1402/11/02 خطاب به رئیس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران محدودیتی را مبتنی بر توجیه پیشگیری از پولشویی و یا تأمین مالی تروریسم و یا فرار مالیاتی و … دال بر این که سقف کارت به کارت اشخاص حقیقی در شبکه بانکی 200 تراکنش و یا حداکثر یک میلیارد تومان در ماه باشد، تعیین و اعمال کردهاند.
2- بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران نیز مبادرت به اجرای این محدودیت در شبکه بانکی کشور نموده است.
3- مدیرکل روابط عمومی وزارت امور اقتصادی و دارایی در پاسخ یک شهروند در مورد استناد قانونی چنین محدودیتی که موجب محدودیت عام در معاملات اشخاص در سطح کلان میشود (و البته مشخص نیست وقتی محدودیت کارت به کارت است و شامل انتقالات شبا به شبا و سایر ابزارهای بانکی مانند ساتنا و پایا و چک و … نمیشود، چگونه مانع مبارزه با پولشویی و یا حتی فرار مالیاتی میشود؟) و از سوی دیگر (صرف نظر از تبعات بعدی و محتمل این محدودیت که موجب فرار معاملات مشکوک و سیاه و غیر قابل رصد شدن آن در شبکه بانکی و مهاجرت به سایر امور مانند سکه و ارز و طلا و امثالهم میشود) چیست؟
مرقوم داشتهاند: «در اجرای تبصره 3 ماده 8 آئیننامه اجرایی ماده 14 الحاقی قانون مبارزه با پولشویی است.»
اما با مراجعه به متن این تبصره مشخص میشود که قید شده: «در صورتی که مرکز خطر (ریسک) خدمات یا معاملهای را بیش از سطح قابل قبول تشخیص دهد، اشخاص مشمول مکلفند از ارائه آن خودداری کنند» و بدیهی است منشأ این تشخیص که ملازمه با محدودیت در معاملات و امور بانکی و اقتصادی شهروندان کشور دارد. مشخص نشده و همچنین استناد مشخص قانونی و نه آئیننامهای و همچنین صراحت چنین محدودیت بانکی چیست؟ همچنین: تعمیم جلوگیری از فساد احتمالی به کل جمعیت برخوردار و استفادهکننده از خدمات کارت به کارت برای جلوگیری از تخلف و موارد پیشگیری دیگر نمیتواند توجیهی منطقی و دقیق برای ایجاد محدودیت برای سایر ملت باشد. مضافاً چه اتفاقی در ساتنا و شبا و سایر ابزارهای پولی و بانکی مورد کنترل و نظارت است که در این حوزه قابلیت کنترل ندارد؟ و در نهایت اگر مبارزه با فرار مالیاتی مدنظر باشد، عدم توانایی و اراده دولت برای تشکیل پرونده مالیاتی افراد که به راحتی و داشتن یک شماره ملی امکانپذیر است در سایه معدود اشخاصی که متأسفانه محتملاً چه بسا به طور سازمان یافته به امر پولشویی و فرار مالیاتی مشغولند پاک کردن صورت مسئله و از همه مهمتر درگیر شدن سایر افراد به این گرفتاری را باعث نمیگردد؟
با آنچه که اجمالاً عرض کردم و با استناد به اصل 40 قانون اساسی و به ویژه تأکید (هیچ کس) که اعم از دولت و ملت از آن متبادر به ذهن میشود که هیچ کس نمیتواند اعمال حق خویش را وسیله اضرار به غیر یا تجاوز به منافع عمومی قرار دهد و در قانون عادی به شرح ماده 570 قانون مجازات اسلامی کتاب پنجم باب تعزیرات به حدی از درجه اهمیت برخوردار بوده که برای منع یا محدودیت آزادیهای مطرح در قانون اساسی مجازات تعیین شده و تأیید میفرمایید منع و محدودیت معاملات به این شیوه در حالی که راههای بسیار با تدبیر دیگری برای رصد و پیشگیری از جرم و فرار مالیاتی و امثالهم نیز هست و باید دولت با بررسی بیشتر تدبیر بایستهتری کند از حقوق اساسی شهروندان است و با اجازه حاصل از قسمت اخیر اصل 170 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ناظر به بند (الف) از شق اول ماده 10 قانون دیوان عدالت اداری و حدود و وظایف هیأت عمومی دیوان عدالت اداری مندرج در بند 1 ماده 12 اصلاحی همان قانون و با تقدیم این دادخواست؛ ابطال بخشنامه ابلاغی موصوف را تقدیم حضور میکنم.
متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است:
جناب آقای دکتر فرزین
رئیس کل محترم بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایرانبا سلام و احترام
نظر به استفاده برخی صنوف از حسابهای نیابتی به ویژه از طریق خدمات کارت به کارت در شبکه بانکی کشور، با نظر داشت اطلاعات دریافتی از آمار تراکنشهای سال 1401 افراد فاقد پرونده مالیاتی در الگوی 100 تراکنش دریافتی در ماه به ارزش حداقل 35 میلیون تومان و در اجرای تبصره (3) ماده (8) آئیننامه ماده (14) الحاقی قانون مبارزه با پولشویی ارائه خدمات کارت به کارت بیش از 10 میلیارد ریال یا 200 تراکنش دریافتی در ماه به اشخاص حقیقی فاقد پرونده مالیاتی در تمامی کارتهای بانکی متصل به کد ملی اشخاص مذکور ممنوع میباشد.خواهشمند است دستور فرمایید ضمن ابلاغ به مبادی ذیربط جهت اعمال محدودیت مورد نظر، گزارشی از اقدامات انجام گرفته و نتایج آن در بازههای زمانی سه ماهه به این مرکز ارائه گردد.
بدیهی است محدودیت فوق شامل سایر ابزارهای پرداخت و انتقال وجه نگردیده و با دریافت دادههای متقن و دقیقتر، امکان بازنگری و تسری آن به سایر گروههای جمعیتی و ابزارهای پرداخت وجود خواهد داشت.
معاون وزیر و رئیس مرکز اطلاعات مالی؛ دبیر شورای عالی مقابله و پیشگیری از جرایم پولشویی و تأمین مالی تروریسم
در پاسخ به شکایت مذکور، وزارت امور اقتصادی و دارایی به موجب لایحه شماره 1403220723556232 مورخ 1403/11/13 توضیح داده است که:
1- در بند (3) ماده (1) آئیننامه اجرایی ماده (14) الحاقی قانون مبارزه با پولشویی مصوب 1397 منظور از مرکز، دقیقاً مشخص گردیده و منظور آن، مرکز اطلاعات مالی مذکور در ماده (7) مکرر قانون مبارزه با پولشویی مصوب 1386 و اصلاحات و الحاقات بعدی آن میباشد. همچنین، ماده (7) مکرر قانون مبارزه با پولشویی الحاقی 1397/07/03 نیز به مرکز اطلاعات مالی وزارت اقتصادی و دارایی اختصاص دارد.
بنابراین، برخلاف ادعای شاکی، منشأ تشخیص خطر؛ موضوع تبصره (3) ماده (8) آئیننامه اجرایی ماده (14) الحاقی قانون مبارزه با پولشویی، نامشخص نبوده و هیچگونه ابهامی در مورد آن وجود ندارد و آئیننامه مذکور به موجب ماده (14) قانون مبارزه با پولشویی مصوب 1386 الحاقی 1397/07/03 تهیه گردیده و تبصره (3) ماده (8) آن نیز در راستای وظایفی است که قانون یاد شده در بند (ت) ماده (7) مکرر برای مرکز اطلاعات مالی مقرر نموده است. همچنین بند (ج) ماده مزبور، تدوین آئیننامههای مربوط به روشها و مصادیق گزارش معاملات مالی مشکوک و اعمال موضوع قانون مبارزه با پولشویی جهت تصویب در هیأت وزیران را بر عهده این مرکز قرار داده و آئیننامه اجرایی مذکور نیز در راستای همین امر تهیه و تصویب شده است. بنا به مراتب فوق، ابلاغیه مورد شکایت در راستای اجرای قوانین و مقررات صدرالذکر صادر گردیده و در حوزه صلاحیت و اختیارات رئیس مرکز اطلاعات مالی و دبیر شورای عالی مقابله و پیشگیری از جرایم پولشویی و تأمین مالی تروریسم بوده است.
2- اختصاص موضوع بخشنامه مورد شکایت به خدمات کارت به کارت به معنای عدم احتمال پولشویی از طریق انتقالات شبا به شبا و سایر ابزارهای بانکی مانند ساتنا و پایا و چک و … نیست لیکن در صدر بخشنامه مذکور به صراحت، علت حساسیت نسبت به خدمات کارت به کارت، «استفاده برخی صنوف از حسابهای نیابتی به ویژه از طریق خدمات کارت به کارت در شبکه بانکی کشور با نظر داشت اطلاعات دریافتی از آمار تراکنشهای سال 1401 افراد، فاقد پرونده مالیاتی در الگوی 100 تراکنش دریافتی در ماه به ارزش حداقل 5/3 میلیون تومان» عنوان شده است و در انتهای بخشنامه مذکور نیز «دریافت دادههای متقن و دقیقتر در مورد سایر ابزارهای پرداخت را موجب امکان بازنگری و تسری آن به سایر گروههای جمعیتی و ابزارهای پرداخت» دانسته است.
بنابراین علت عدم شمول به آنها، عدم دریافت دادههای متقن و دقیق میباشد و نه عدم امکان فرار مالیاتی و پولشویی و … از طریق آنها. مضاف بر این که درخواست تعمیم محدودیت بیش از ده میلیارد ریال یا 200 تراکنش دریافتی در ماه به سایر خدمات بانکی، متناقض با استدلالهای شاکی مبنی بر نقض اصل (40) قانون اساسی و محدودیت بلاوجه برای شهروندان و … میباشد. به علاوه بر فرض وجود نقض در بخشنامه مبنی بر محدودسازی سایر خدمات بانکی، این امر نمیتواند دلیل مناسبی برای اثبات مدعای مبنی بر غیر قانونی بودن محدودیت در یکی از مصادیق احتمالی پولشویی باشد.
3- استناد به اصل (40) قانون اساسی توسط شاکی، فاقد وجاهت حقوقی لازم است، چرا که بخشنامه مورد شکایت در راستای تأمین منافع عمومی از طریق جلوگیری از فرار مالیاتی بوده و مصداق اضرار به غیر نیست. دولت موظف به تأمین نظم عمومی است و طبیعتاً در راستای این هدف ممکن است، بخشی از آزادیها محدود شود، محدودیت موضوع شکایت به نحوی نیست که مصداق تعرض به آزادیهای عمومی قانون اساسی تلقی گردد و مصداق ماده (570) قانون مجازات اسلامی قرار گیرد.
بنا به مطالب بیان شده، به دلیل عدم نقض قوانین و مقررات مربوط و صادر شدن بخشنامه مورد شکایت در حدود صلاحیت اختیاری و تکلیفی مرجع صادرکننده، برابر مفهوم مخالف ماده (12) قانون دیوان عدالت اداری مصوب 1392 با الحاقات و اصلاحات 1402 رد شکایت شاکی را درخواست مینماید.
هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ 1404/01/26 با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آرا به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.
رأی هیأت عمومی
اولاً بر اساس قانون مبارزه با پولشویی، اشخاص مشمول این قانون مکلف به اجرای مقررات و برنامههای داخلی مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم شده و نظارت بر موارد یاد شده و اصلاح و بر طرف نمودن هرگونه انحراف را بر عهده دارند. ثانیاً در تبصره 3 ماده 8 آئیننامه اجرایی ماده 14 قانون مذکور مقرر شده است در صورتی که مرکز، خطر (ریسک) خدمت یا معاملهای را بیش از سطح قابل قبول تشخیص دهد اشخاص مشمول مکلفند از ارائه آن خودداری کنند و این تبصره به عنوان مبنای اختیار مرجع وضعکننده مصوبه مورد اعتراض برای وضع آن اعلام شده و این در حالی است که در ماده 7 مکرر الحاقی مصوب سال 1397 به قانون مبارزه با پولشویی «مرکز اطلاعات مالی» با ساختار و ترکیب مندرج در تبصره 2 ماده و با ذکر وظایف قانونی تعریف شده و حداکثر وظیفه این مرکز جمعآوری اطلاعات و ارائه به قوه قضائیه است که در بند (ت) ماده 7 مذکور به صراحت بیان شده و اصولاً اختیاری به مرکز اطلاعات مالی جهت این که بدون دستور یا تصمیمات قضایی ایجاد محدودیت نماید، در مفاد قانون بیان نشده است. ثالثاً با وصف این که قانون به نحو صریح وظایف و اختیارات مرکز مالی را بیان نموده است، مقرره مورد شکایت که بر اساس آن برای اشخاص حقیقی فاقد پرونده مالیاتی رأساً بر فرض وجود 200 تراکنش در ماه یا مجموع تراکنش بیش از مبلغ ده میلیارد ریال در ماه ایجاد محدودیت شده و ارائه خدمات کارت به کارت آنها ممنوع اعلام گردیده است، خارج از حدود اختیار بوده و مستند به بند 1 ماده 12 و ماده 88 قانون دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 ابطال میشود. این رأی بر اساس ماده 93 قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوب 1402/02/10) در رسیدگی و تصمیمگیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است
احمدرضا عابدی
رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری