مورخ: 1402/11/03
شماره: 140231390002870718
آرا هیات عمومی دیوان عدالت
ناسخ
ابطال بخشنامه شماره 30/04/4011 مورخ 1375/4/11 هیأت عمومی شورای عالی مالیاتی
شماره پرونده: 0107362
مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
شاکی: آقای بهمن زبردست
طرف شکایت: سازمان امور مالیاتی کشور
موضوع شکایت و خواسته: ابطال بخشنامه شماره 4011/04/30 مورخ 1375/04/11 شورای عالی مالیاتی
گردش‌کار:
شاکی به موجب دادخواستی ابطال بخشنامه شماره 4011/04/30 مورخ 1375/04/11 شورای عالی مالیاتی را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که:
شورای عالی مالیاتی در این رأی خود، صراحتاً هیأت حل اختلاف مالیاتی تجدیدنظر را که هیأتی شبه قضایی است، ملزم به امری نموده است و چنین الزامی، به موجب آرای متعدد هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، از جمله رأی شماره 668/85 مورخ 1385/09/19، به منزله تعیین تکلیف برای مقام قضا مغایر قانون و خارج از حدود اختیار این شورا است. همچنین این الزام، از لحاظ ماهوی نیز، به موجب رأی شماره 140109970906010228 مورخ 1401/05/01 هیأت تخصصی مالیاتی، بانکی دیوان عدالت اداری به منزله الزام به انجام امر خلاف قانون توسط هیأت‌های شبه قضایی حل اختلاف مالیاتی تجدیدنظر است. با توجه به محرز بودن مغایرت با قانون و خارج از حدود اختیار بودن رأی شماره 4011/04/30 مورخ 1375/04/11 شورای عالی مالیاتی، ممکن است احیاناً عنوان شود که این رأی با صدور بند 7 دستورالعمل شماره 200/1400/531 مورخ 1400/11/12 رئیس کل سازمان امور مالیاتی، که متضمن حکم مغایری است، نسخ گردیده است. در پاسخ به این شبهه باید توجه داشت که: اولاً: در دستورالعمل مذکور مطلقاً ذکری از رأی مورد شکایت و نسخ و ابطال آن نشده است. ثانیاً: ولو بر فرض در دستورالعمل رئیس کل سازمان امور مالیاتی، ذکری از ابطال رأی مورد شکایت شده بود، باز هم از آنجا که در زمان صدور این رأی شورا، بر اساس قوانین حاکم در آن زمان، اصولاً آرای شورای عالی مالیاتی، به خودی خود، نفاذ قانونی داشته و نیاز به تنفیذ توسط رئیس کل سازمان امور مالیاتی یا وزیر امور اقتصادی و دارایی نداشته، لذا تا زمان ابطال صریح توسط شورای عالی مالیاتی یا هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، کماکان دارای اعتبار است. ثالثاً: حتی اگر شورای عالی مالیاتی، یک رأی خلاف قانون پیشین خود را ابطال نموده یا حتی رأیی از این شورا، که در زمان صدور مغایر قوانین حاکم در آن زمان بوده، اما بعدتر و با تغییر قوانین، اصولاً منسوخ گردیده باشد هم، باز وفق رأی شماره 140009970905812827 مورخ 1400/10/28 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، کماکان آن رأی شورای عالی مالیاتی، که در زمان صدور مغایر قانون بوده، ولو با تغییر قانون نسخ شده باشد هم، باز قابل طرح و ابطال در هیأت عمومی خواهد بود.
لذا با اتخاذ ملاک از آرایی که ذکر شد، درخواست ابطال از زمان صدور رأی مورد شکایت را به دلیل مغایرت با رأی شماره 140109970906010228 مورخ 1401/05/01 هیأت تخصصی مالیاتی، بانکی دیوان عدالت اداری و نیز مغایرت با ماده 247 قانون مالیات‌های مستقیم و خروج از حدود اختیارات قانونی دارم.
متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است:
بخشنامه شماره 4011/04/30 مورخ 1375/04/11 شورای عالی مالیاتی
[مقرره فوق در سربرگ اسناد مرتبط در دسترس است.]
در پاسخ به شکایت مذکور، مدیرکل دفتر حقوقی و قراردادهای مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور به موجب لایحه شماره 572/212/ص مورخ 1402/01/20 توضیح داده است که:
1- نظر به اینکه بند 7 دستورالعمل شماره 200/1400/531 مورخ 1400/11/12 مبنی بر جواز و امکان رسیدگی هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی، صرفاً به مواردی که توسط مؤدی در زمان اعتراض در اجرای ماده 238 اصلاحی قانون مالیات‌های مستقیم، مورد اعتراض واقع شده باشد و پس از اعلام نتیجه رسیدگی مجدد توسط مسئول/مسئولان مربوط، همچنان مؤدی به تمام یا بخشی از آن به شرح قسمت اخیر بند 6 این دستورالعمل معترض باشد، بر این اساس که ماده 48 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400/03/02 متن دیگری را جایگزین ماده 238 قانون مالیات‌های مستقیم نموده، تدوین شده است. از آن جا که بند مزبور ناظر بر ماده 238 پیش از اصلاحیه یاد شده نیست، استناد شاکی به دادنامه شماره 140109970906010228 مورخ 1401/05/01 هیأت تخصصی مالیاتی بانکی دیوان عدالت اداری، که مبنی بر رد شکایت از بند 7 دستورالعمل مذکور صادر شده، نمی‌تواند به عنوان دلیل اعتراض نسبت به رأی شماره 4011/04/30 مورخ 1375/04/11 شورای عالی مالیاتی از حیث مغایر بودن با قانون مالیات‌های مستقیم مصوب سال 1366 تلقی شود. چرا که رأی مورد شکایت در خصوص ماده 247 قانون مالیات‌های مستقیم مصوب 1366/12/03 و حدود صلاحیت و اختیارات هیأت حل اختلاف مالیاتی تجدیدنظر صادر شده است و در بررسی موضوع مغایرت مقررات دولتی با قانون باید قوانین موضوعه در زمان تصویب آن‌ها لحاظ شود و رأی مورد اعتراض را نمی‌توان به استناد قوانین مؤخر ابطال کرد.
2- برخلاف استدلال شاکی رأی شماره 140009970905812827 مورخ 1400/10/28 هیأت عمومی آن دیوان، از حیث ماهوی، مثبت و مؤید اظهارات ایشان نبوده و با مداقه در مفاد آن، روشن است که صرفاً بر خاتمه حیات حقوقی رأی شورای عالی مالیاتی، (مورد شکایت در پرونده مربوطه) از طریق اصلاح قانون و لحاظ آخرین اراده مرجع وضع یک مقرره تأکید می‌نماید و از مفاد رأی یاد شده هیأت عمومی دیوان عدالت اداری این مطلب استنباط نمی‌شود که در وضعیت حذف شدن حکم قانون موضوع رأی هیأت عمومی شورای عالی مالیاتی با تصویب قانون جدید (به موجب ماده 110 قانون اصلاح موادی از قانون مالیات‌های مستقیم مصوب 1380/11/27 ماده 247 قانون قبلی حذف شد)، ضرورت دارد که هیأت عمومی شورای عالی مالیاتی و یا هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، به تغییر یا ابطال این رأی شورای عالی مالیاتی - که بر اساس قوانین مجرا در زمان صدور، صحیح بوده است - مبادرت نمایند؛ چرا که همان‌گونه که استحضار دارند، بر اساس ماده 247 قانون مالیات‌های مستقیم مصوب سال 1366، (پیش از اصلاحات قانون در سال 1380 و حذف شدن ماده مذکور) ممنوعیتی پیرامون عدم طرح موارد جدید اعتراض در هیأت‌های حل اختلاف تجدیدنظر ذکر نشده بوده و رأی مورد شکایت، مغایرتی یا ماده 247 قانون مالیات‌های مستقیم مصوب سال 1366 نداشته است. بدیهی است، رسیدگی و تشخیص مطابقت یا عدم مطابقت مقررات دولتی با قوانین حاکم در زمان تصویب آن مقررات، در حدود اختیارات و صلاحیت هیأت عمومی دیوان عدالت اداری می‌باشد.
3- همچنین لازم به ذکر است، ماده 258 قانون مالیات‌های مستقیم مصوب 1366/12/03، به موجب اصلاحات سال 1380 دست‌خوش تغییراتی گردیده است. به نحوی که قید و حصر غیر قابل تغییر بودن آرای هیأت عمومی شورای عالی مالیاتی، بجز از طریق قانون یا نظر همان شورا، حذف شده است؛ بنابراین استدلال شاکی، مبنی بر امکان ابطال آرای شورای عالی مالیاتی، صرفاً با حکم قانون یا نظر شورای عالی مالیاتی، فاقد وجاهت قانونی و بدون در نظر گرفتن اصلاحات موصوف می‌باشد. از آن جا که بر اساس ماده 110 قانون اصلاح موادی از قانون مالیات‌های مستقیم مصوب 1380/11/27 ماده 247 قانون مالیات‌های مستقیم مصوب 1366 حذف شده، با ابلاغ آن قانون اصولاً رسیدگی به اعتراض نسبت به رأی هیأت حل اختلاف مالیاتی در هیأت حل اختلاف مالیاتی تجدیدنظر موضوعاً منتفی شده، بر اساس بند 7 دستورالعمل شماره 200/1400/531 مورخ 1400/11/12 نیز، حکم قانون جدید برای ادارات و مراجع مالیاتی تبیین شده و مراجع حل اختلاف مالیاتی، با ابلاغ بند 7 دستورالعمل مذکور، ملزم به تبعیت از این دستورالعمل هستند و اجرای رأی مورد شکایت سالبه به انتفای موضوع است، بدین ترتیب هیچ‌گونه فایده و اثر حقوقی نیز بر ابطال رأی معترض‌عنه در هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، مترتب نیست.
با عنایت به مراتب فوق و نظر به عدم خروج این سازمان از حیطه اختیارات و صلاحیت‌های قانونی، رد شکایت شاکی مورد استدعا است.
هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ 1402/11/03 با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آرا به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.
رأی هیأت عمومی
اولاً موضوع، مربوط به مرحله رسیدگی هیأت تجدیدنظر مالیاتی است و هیأت تجدیدنظر باید به آنچه که در مرحله بدوی مورد رسیدگی واقع شده و مورد اختلاف یکی از طرفین (مؤدی و اداره یا مأمور مالیاتی) است، رسیدگی نماید. ثانیاً پس از ارائه اظهارنامه مالیاتی و بررسی آن و صدور برگ تشخیص یا مطالبه، مؤدی نسبت به آن یا اعتراض می‌نماید یا سکوت می‌کند و یا با تمکین و یا با تسهیم با آن رفتار می‌کند که حسب مفاد مواد 237، 238 و 239 قانون مالیات‌های مستقیم اگر مأمور رسیدگی‌کننده وفق ماده 238 قانون دلایل مؤدی را قانع‌کننده تشخیص دهد مالیات را تعدیل می‌نماید، والا مراتب را ظهر برگ تشخیص درج و پرونده امر را به هیأت حل اختلاف موضوع ماده 244 قانون مالیات‌های مستقیم ارجاع می‌دهد که پس از آن هیأت موضوع ماده 247 قانون رسیدگی می‌نماید و در واقع مبنائاً همیشه مابه‌الاختلاف به هیأت ارسال می‌شده است. ثالثاً هیأت عمومی دیوان عدالت اداری به موجب دادنامه شماره 1326 مورخ 1397/05/23 اعلام کرده است که وفق تبصره 1 ماده 247 قانون مالیات‌های مستقیم مؤدی نسبت به آنچه تمکین نموده، حق اعتراض ندارد و فقط رسیدگی به مابقی اختلاف منوط به پرداخت نیست. رابعاً بحث اساساً منصرف از مواردی است که مؤدی در مراحل اعتراض اولیه به صورت کلی اعلام می‌دارد که به مالیات اعتراض دارد و بعد در مرحله تجدیدنظر جهات را بیان می‌نماید، بلکه بحث در جایی است که اصولاً در مرحله مربوط به مواد 238 و 244 قانون مالیات‌های مستقیم موضوعی مطرح نشده و الحال در تجدیدنظر مطرح می‌نماید و از باب مثال در مرحله مربوط به ماده 238 قانون مالیات‌های مستقیم و بدوی صرفاً به مالیات حقوق سال 1372 اعتراض نماید و در مرحله تجدیدنظر مالیات عملکرد سال 1372 و نیز عملکرد سال 1373 را نیز اضافه کند؛ لذا با توجه به مراتب فوق و شأن مرحله تجدیدنظر و اینکه بالاخره قانون‌گذار نیز در قالب قانون جدید مالیات بر ارزش افزوده این نقیصه را برطرف نموده و الزام هیأت توسط شورای عالی مالیاتی نیز مبنای حقوقی ندارد، در نتیجه رأی شماره 4011/04/30 مورخ 1375/04/11 شورای عالی مالیاتی که بر اساس آن اعلام شده است که از حکم ماده 247 قانون مالیات‌های مستقیم و تبصره‌های آن مصوب سال 1366 قید و حصری دال بر اینکه صرفاً موارد اعتراض پیشین قابل رسیدگی در هیأت تجدیدنظر مالیاتی باشد مستفاد نمی‌گردد و هیأت ملزم به بررسی تمامی اعتراضات مؤدی است که در این مرحله مطرح می‌شود، خلاف قانون و خارج از حدود اختیار است و مستند به بند 1 ماده 12 و ماده 88 قانون دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 ابطال می‌شود. با اعمال ماده 13 قانون دیوان عدالت اداری و تسری اثر ابطال مقرره مورد شکایت به زمان تصویب آن موافقت نشد. این رأی بر اساس ماده 93 قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوب 1402/02/10) در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است.
حکمت‌علی مظفری
رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
مورخ: 1400/11/12
شماره: 200/1400/531
دستورالعمل
مورخ: 1400/03/02
شماره: 244
قانون مالیات‌های مستقیم
مورخ: 1400/03/02
شماره: 258
قانون مالیات‌های مستقیم
مورخ: 1400/03/02
شماره: 238
قانون مالیات‌های مستقیم
مورخ: 1397/05/23
شماره: 1326
آرا هیات عمومی دیوان عدالت
مورخ: 1388/02/20
شماره: 247
قانون مالیات‌های مستقیم