شماره پرونده: 0000400-0106184
مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
شاکیان: آقایان حمیدرضا فتاحی و هادی رحمانی
طرف شکایت: هیأت وزیران
موضوع شکایت و خواسته: ابطال ماده 4 آئیننامه اجرایی ماده 26 اصلاحی قانون مالیاتهای مستقیم مصوب 1394 موضوع مصوبه شماره 3862/ت 52804 هـ مورخ 1395/01/21 هیأت وزیران
گردشکار:
شاکیان به موجب دادخواستهای جداگانهای ابطال ماده 4 آئیننامه اجرایی ماده 26 اصلاحی قانون مالیاتهای مستقیم مصوب 1394 موضوع مصوبه شماره 3862/ت 52804 هـ مورخ 1395/01/21 هیأت وزیران را خواستار شدهاند و در جهت تبیین خواسته اجمالاً به طور خلاصه اعلام کردهاند که:
لایحه یک فوریتی اصلاح قانون مالیاتهای مستقیم مصوب 1366 و اصلاحات بعدی، در جلسه علنی روز چهارشنبه مورخ 1394/04/31 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و پس از تأیید شورای نگهبان، جهت اجرا به دولت ابلاغ و از تاریخ 1395/01/01 اجرایی گردید. در این اصلاحیه قوانین مربوط به مالیات ارث، تغییر و تحول بنیادین یافت. به طوری که معافیت هر یک از وراث تا سقف معین - موضوع ماده (20) قانون مذکور قبل از اصلاحیه - ملغی و ملاک اخذ مالیات بر ارث از «سهمالارث محوری» به «اموال محوری» تغییر یافت. به این معنا که در منبع مالیات بر ارث، به جای اخذ مالیات از سهمالارث هر یک از ورثه به اخذ مالیات از اجزا ترکه به طور مستقل، آن هم در زمان ثبت انتقال به ورثه اعتبار داده شد.
قانونگذار در اصلاحیه اخیرالتصویب قانون مالیاتهای مستقیم، ضمن حذف معافیتهای موضوع ماده (20) قانون مذکور و فارغ از سهمالارث هر یک از وراث، ملاک اخذ مالیات ارث را معطوف به اجزا مثبت دارایی در تاریخ ثبت انتقال به وراث با نرخهای مقطوع در ماده (17) قانون مذکور نمود. در مورد کسر قسمت منفی دارایی متوفی از ترکه، وراث یا نماینده قانونی آنها موظف به تسلیم اظهارنامه موضوع ماده (26) قانون مزبور گردیدهاند.
طبق ماده 868 قانون مدنی: «مالکیت ورثه نسبت به ترکه متوفی مستقر نمیشود مگر پس از ادا حقوق و دیونی که به ترکه میت تعلق گرفته» و طبق ماده 869 قانون مدنی حقوق و دیونی که به ترکه میت تعلق میگیرد و باید قبل از تقسیم آن ادا شود ذکر گردیده که عبارتند از قیمت کفن میت و حقوقی که متعلق است به اعیان ترکه مثل عینی که متعلق رهن است، دیون و واجبات مالی متوفی و نهایتاً وصایای میت تا ثلث ترکه بدون اجازه ورثه و زیاده بر ثلث با اجازه آنها. طبق ماده 870 قانون مدنی حقوق مزبوره در ماده قبل باید به ترتیبی که در ماده مزبوره مقرر است تأدیه شود و مابقی اگر باشد بین وراث تقسیم گردد.
طبق ماده 190 قانون امور حسبی «هزینهای که برای کفن و دفن متوفی با رعایت شئون او لازم و ضروری است از وجوه نقد برداشته میشود و اگر وجه نقد نباشد از ترکه برداشته شده و به فروش میرسد و بقیه مهر و موم خواهد شد». طبق ماده 225 قانون امور حسبی «دیون و حقوقی که به عهده متوفی است بعد از هزینه کفن و دفن و تجهیز متوفی و سایر هزینههای ضروری از قبیل هزینه حفظ و اداره ترکه باید از ترکه داده شود». طبق صدر ماده 226 «ورثه ملزم نیستند غیر از ترکه چیزی به بستانکاران بدهند». طبق ماده 267 «پس از تعیین حقوق و دیون متوفی و پرداخت آن و اخراج مورد وصیت اگر از ترکه چیزی باقی بماند باقیمانده ترکه به ورثه داده میشود». ملاحظه میگردد که طبق ماده 267، پس از پرداخت دیون و واجبات مالی متوفی، باقیمانده ترکه به ورثه داده میشود و ورثه مالک باقیمانده ترکه پس از پرداخت دیون و واجبات مالی میشود و باید مالیات چیزی را بدهد که مالک آن میشود.
معهذا سازمان امور مالیاتی بدون توجه به شخصیت حقوقی ترکه - به اعتبار این که قابلیت حق و تکلیف را دارد - و تا قبل از تصفیه به همین حال باقی است، در ماده 4 آئیننامه اجرایی ماده (26) قانون مالیاتهای مستقیم اصلاحی اخیرالتصویب، با تفکیک اجزا ترکه و تفکیک اموالی که متوفای ایرانی در داخل و خارج از کشور دارد پرداخته و با بیان این که: «دیون محقق متوفی، واجبات مالی و عبادی و هزینه کفن و دفن قابل کسر از اموال و داراییهای متعلق به متوفای ایرانی که در خارج از کشور واقع شده است نخواهد بود.» شخصیت حقوقی و یکپارچه ترکه را قبل از تصفیه تجزیه و برای اجزا آن به اعتبار اینکه در داخل یا خارج کشور میباشند حکم مجزا صادر نموده است. قانونگذار در مقررات بند (6) ماده (17) قانون مورد بحث، قسمت مثبت دارایی متوفی در خارج از کشور را مشمول مالیات بر ارث نموده و صراحتاً بیان میدارد: «نسبت به اموال و داراییهای متعلق به متوفای ایرانی که در خارج از کشور واقع شده است پس از کسر مالیات بر ارثی که از آن بابت به دولت محل وقوع اموال و داراییها پرداخت شده است به نرخ ده درصد (10%) ارزش ماترک که مأخذ محاسبه مالیات بر ارث در کشور محل وقوع مال قرار گرفته است. در صورت عدم شمول مالیات بر ارث در کشور مزبور به مأخذ ارزش روز انتقال یا تحویل به نام وراث.»
بنا بر قاعده و «اصل درونمرزی بودن قوانین مالیاتی» که یکی از اصول حاکم بر قوانین مالیاتی است اموال و داراییهای اشخاص در خارج از کشور مشمول مالیات بر دارایی نمیگردد. تجلی این قاعده در مفهوم مخالف بند (1) ماده (1) قانون مالیاتهای مستقیم مصوب 1366/12/03 و اصلاحیههای بعدی است که موارد شمول مالیات اشخاص حقیقی و حقوقی را احصا نموده و بیان میدارد: «کلیه مالکین اعم از اشخاص حقیقی یا حقوقی نسبت به اموال یا املاک خود واقع در ایران طبق مقررات باب دوم.» تصریح عبارت «اموال با املاک خود واقع در ایران» شمول اموال و املاک اشخاص حقیقی و حقوقی را در امر مالیات از عامالشمول بودن خارج و آن را مقید به واقع شدن در ایران نموده است. (بندهای دیگر ماده 1 قانون مالیاتهای مستقیم که ناظر به تحصیل درآمد میباشد امری است علیحده و مستقل از دارایی)؛ اما اینکه قانونگذار در بند (6) ماده (17) قانون مالیاتهای مستقیم اموال و املاک متوفی را در خارج از ایران برخلاف قاعده مشمول مالیات نموده است بنا به اعتبار شخصیت حقوقی ترکه و غیر قابل تجزیه بودن آن تا امر تصفیه ماترک میباشد. فارغ از اینکه برخی اجزا تشکیلدهنده آن اعم از مثبت (اموال و داراییها) یا منفی (دیون متوفی و حقوقی که به ترکه تعلق میگیرد) در داخل یا خارج از کشور باشد. کلیت ماترک در قالب یک شخصیت حقوقی، موضوع پرداخت دیون و تسویه مال و استیفای طلب میباشند و باید در مدار و چهارچوب این شخصیت حقوقی عملی گردند. تنها پس از تصفیه ترکه است که شخصیت حقوقی ترکه تجزیه و شراکت قهری وارثان، طلبکاران و موصیله بر هم خورده و قسمت مثبت ترکه در دارایی وارثان استقرار مییابد.
ضمن اینکه وقتی کلیت ترکه در شمول مالیات قرار میگیرد تسری سایر عوارض مرتبط به آن - منجمله مقررات ماده 26 قانون مذکور که ناظر بر کسر دیون و سایر بدهیهای متوفی و حقوق موصیلهم که به سبب وصیت است - امری بدیهی و غیر قابل اسقاط است.
بنابراین حکم ماده 4 آئیننامه مورد اعتراض علاوه بر اینکه باعث تبعیض ناروا بین وراث متوفیان مختلف میگردد، خود نوعی وضع مالیات جدید است که فقط در صلاحیت قانونگذار است نه در صلاحیت هیأت وزیران و لذا ماده 4 آئیننامه مورد اعتراض خلاف بند 9 اصل سوم قانون اساسی و نیز اصل 51 این قانون میباشد. از سوی دیگر ماده 4 خلاف اطلاق صدر ماده 26 و مغایر بند (الف) این ماده است. با توجه به مراتب فوق، ابطال ماده 4 آئیننامه اجرایی ماده (26) اصلاحی قانون مالیاتهای مستقیم مصوب 1394 مورد استدعاست.
در پی اخطار رفع نقصی که از طرف دفتر هیأت عمومی دیوان عدالت اداری برای احدی از شاکیان (آقای حمیدرضا فتاحی) ارسال شد، وی به موجب لایحهای (فاقد شماره و تاریخ) به طور خلاصه اعلام کرده است که:
بنا بر آیه (180) از سوره مبارکه بقره و نیز آیه (106) از سوره مائده که به آیه وصیت معروفند فارغ از مباحث فقهی و تفسیری که پیرامون این آیه شریفه مطرح میباشد این امر مسجل است که اشخاصی که ذمه آنان مشغول میباشد و دیونی بر عهده آنها است یا در زمان حیات واجباتی از ایشان فوت گردیده در صورت موت، وصی ملزم به اجرای آن از اصل ترکه میباشد. حتی اگر پرداخت دیون و انجام واجبات کل ترکه را مصرف نماید. ترکه هم به عنوان یک واحد مشخص که شامل اموال و املاک متوفی (قسمت دارایی مثبت) و بدهیها و دیون متوفی (قسمت دارایی منفی) میباشد موضوعیت مییابد. بدیهی است هر نوع تفکیک و تقسیم ترکه قبل از تصفیه و اخراج مورد وصایا و پرداخت دیون از منظر شرع انور باطل است. البته وصیت تا ثلث نافذ میباشد اما برای پرداخت دیون و تسویه حساب طلبکاران متوفی حدی وجود ندارد حتی اگر کل ماترک را شامل گردد و برای ورثه چیزی باقی نماند.
بنا بر نظر جمهور فقها امامیه، دیون و حقوقی که به ترکه تعلق میگیرد باید از «اصل ترکه» کسر گردد؛ بنابراین ماده (4) آئیننامه مذکور که اجزا ترکه را قبل از تصفیه تفکیک نموده و برای آن قسمت از اموال و دارایی متوفی که در خارج از کشور واقع شده حکم علیحده صادر نموده و دیون و وصایای متوفی را از آن قسمت از ماترک، قابل کسر نمیداند برخلاف شرع انور میباشد.
متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است:
[مقرره فوق در بخش اسناد مرتبط در دسترس است.]
در پاسخ به شکایت مذکور، سرپرست معاونت امور حقوقی دولت (حوزه معاونت حقوقی رئیسجمهور) ضمن ایفاد تصویر نامه شماره 200/2598/ص مورخ 1400/03/12 سازمان امور مالیاتی کشور به موجب لایحه شماره 45671/55855 مورخ 1400/05/31 توضیح داده است که:
1- در دادخواست ارائه شده از سوی شاکی، «حکم شرعی یا مواد قانونی که ادعای مغایرت مصوبه با آن شده» و همچنین «دلایل و جهات اعتراض از حیث مغایرت مصوبه با شرع یا قانون اساسی یا سایر قوانین» بیان نشده و صرفاً به طرح ادعای مغایرت ماده (4) آئیننامه اجرایی ماده (26) قانون مالیاتهای مستقیم با شرع و قانون اکتفا گردیده است.
2- صرف نظر از ایراد اساسی بیان شده در بند پیشین، مفاد ماده (4) آئیننامه اجرایی ماده (26) قانون مالیاتهای مستقیم نه تنها مغایرتی با شرع و قانون نداشته بلکه کاملاً در اجرای حکم قانونگذار به ویژه مفاد بند «ب» ماده (26) قانون مالیاتهای مستقیم تنظیم گردیده است. توضیح این که در بند «ب» ماده (26) قانون یاد شده، قانونگذار عالماً و عامداً دیون محقق متوفی، واجبات مالی و عبادی و هزینههای کفن و دفن را قابل کسر از ارزش روز اموال و داراییهای موضوع بندهای (1)، (2)، (3)، (4) و (5) ماده 17 قانون دانسته و با وجود این که در مقام بیان حکم بوده است، بند (6) ماده (17) ناظر به «اموال و داراییهای متعلق به متوفای ایرانی که در خارج از کشور واقع شده است» را ذکر ننموده است و در واقع حکم بند (ب) ماده (26) قانون مالیاتهای مستقیم را ناظر به بند (6) ماده (17) قانون ندانسته است. بر همین اساس و به منظور تصریح حکم قانونگذار، هیأت وزیران در ماده 4 آئیننامه مورد شکایت این امر را مقرر نموده و به بیان دیگر اراده قانونگذار را اعلام و اجرا نموده است.
نظر به مراتب فوق و با عنایت به این که شکایت مطروحه فاقد الزامات شکلی مقرر در قانون بوده و در ماهیت امر نیز فاقد جهات و مبانی معتبر مبنی بر مغایرت مفاد مصوبه مورد شکایت با قوانین جاری کشور و موازین شرعی است لذا اتخاذ تصمیم شایسته دایر بر رد شکایت مطروحه مورد تقاضا است.
خلاصه متن نامه شماره 200/2598/ص مورخ 1400/03/12 سازمان امور مالیاتی کشور به شرح زیر است:
بند (ب) ماده 26 قانون مالیاتهای مستقیم درباره تکلیف اداره امور مالیاتی ذیربط متعاقب رسیدگی نسبت به اظهارنامه مالیات بر ارث تسلیمی (از سوی وراث متوفی یا ولی یا امین یا قیم یا نماینده قانونی آنها ظرف مدت یک سال از تاریخ فوت متوفی) میباشد و مقرره ماده 4 آئیننامه اجرایی مذکور که مورد شکایت شاکی قرار گرفته، با این تلقی که کسر دیون محقق متوفی، واجبات مالی و عبادی و هزینههای کفن و دفن در مورد بند (6) ماده 17 قانون مالیاتهای مستقیم، در قانون پیش گفته پیشبینی نشده، به تصویب هیأت وزیران رسیده است.
در اجرای ماده 84 قانون دیوان عدالت اداری پرونده به هیأت تخصصی مالیاتی بانکی ارجاع شد و هیأت مذکور پس از بررسی نتیجتاً حسب دادنامه شماره 140331390001788110 مورخ 1403/07/28 مقرره مورد شکایت را قابل ابطال تشخیص نداد؛ لیکن از آنجا که شاکی ابطال مقرره مورد شکایت را از بعد شرعی نیز خواستار شده بود، در اجرای ماده 87 قانون دیوان عدالت اداری در خصوص جنبه شرعی مقرره مورد اعتراض از شورای نگهبان استعلام شد.
قائممقام دبیر شورای نگهبان به موجب نامه شماره 102/47275 مورخ 1404/07/06 در خصوص جنبه شرعی مقرره مورد اعتراض اعلام کرد که:
رئیس محترم هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
با سلام و تحیت
عطف به نامه شمارههای 0000446 مورخ 1400/05/02 و 0000400 مورخ 1403/10/16، موضوع آئیننامه اجرایی ماده 26 اصلاحی قانون مالیاتهای مستقیم مصوب 1394 موضوع مصوبه شماره 3862/ت 52804 هـ مورخ 1395/01/21 هیأت وزیران، در جلسه فقهای معظم شورای نگهبان مورد بحث و بررسی قرار گرفت که به شرح ذیل اعلام نظر میگردد:- اطلاق حکم ماده 4 آئیننامه مورد شکایت در مواردی که ضرورتی برای اخذ مالیات وجود ندارد و متوفی مدیون بوده و یا ماترک او تکافوی هزینه کفن و دفن متعارف او را نکند و راه دیگری برای تأدیه دیون و کفن و دفن وجود ندارد خلاف موازین شرع شناخته شد. تشخیص قانونی بودن آن بر عهده دیوان محترم عدالت اداری است.
هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ 1404/08/13 با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آرا به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.
رأی هیأت عمومی
قائممقام دبیر شورای نگهبان به موجب نامه شماره 102/47275 مورخ 1404/07/06 در رابطه با جنبه شرعی مقرره مورد شکایت اعلام کرده است که: «اطلاق حکم ماده 4 آئیننامه مورد شکایت در مواردی که ضرورتی برای اخذ مالیات وجود ندارد و متوفی مدیون بوده و یا ماترک او تکافوی هزینه کفن و دفن متعارف او را نکند و راه دیگری برای تأدیه دیون و کفن و دفن وجود ندارد، خلاف موازین شرع شناخته شد. تشخیص قانونی بودن آن بر عهده دیوان محترم عدالت اداری است.» بنابراین در اجرای حکم مقرر در ماده 87 قانون دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 مبنی بر لزوم تبعیت هیأت عمومی دیوان عدالت اداری از نظر فقهای شورای نگهبان در خصوص جنبه شرعی مقررات اجرایی، اطلاق ماده 4 آئیننامه اجرایی ماده 26 اصلاحی قانون مالیاتهای مستقیم (موضوع تصویبنامه شماره 3862/ت/52804 هـ مورخ 1395/01/21 هیأت وزیران) در حد مقرر در نظریه فقهای شورای نگهبان خلاف شرع است و مستند به بند 1 ماده 12 و مواد 13 و 88 قانون دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 بطلان آن از تاریخ تصویب اعلام میشود. این رأی بر اساس ماده 93 قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوب 1402/02/10) در رسیدگی و تصمیمگیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است.
احمدرضا عابدی
رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری