مورخ: 1401/03/23
شماره: 140109970906010162
سایر قوانین
درخواست ابطال قسمت اخیر رأی شماره 6-201 مورخه 1395/8/12 هیأت عمومی شورای عالی مالیاتی و نیز ابطال مقررات بند «ح» از قسمت دهم بخشنامه شماره 13530 مورخه 1384/7/27 از هیأت تخصصی مالیاتی، بانکی دیوان عدالت اداری
شماره پرونده: هـ ع/0002800
شاکی: آقای حمید رضا فتاحی
طرف شکایت: سازمان امور مالیاتی
موضوع شکایت و خواسته: ابطال قسمت اخیر رأی شماره 6-201 مورخه 1395/8/12 هیأت عمومی شورای عالی مالیاتی و نیز ابطال مقررات بند (ح) از قسمت دهم بخشنامه شماره 13530 مورخه 1384/7/27 سازمان امور مالیاتی
شاکی دادخواستی به طرفیت سازمان امور مالیاتی به خواسته ابطال قسمت اخیر رأی شماره 6-201 مورخه 1395/8/12 هیأت عمومی شورای عالی مالیاتی و نیز ابطال مقررات بند (ح) از قسمت دهم بخشنامه شماره 13530 مورخه 1384/7/27 سازمان امور مالیاتی به دیوان عدالت اداری تقدیم کرده که به هیأت عمومی ارجاع شده است.
متن مقرره مورد شکایت به قرار زیر می‌باشد:
1- رأی اکثریت هیأت عمومی شورای عالی مالیاتی به شماره 6-201
[مقرره فوق در سربرگ اسناد مرتبط در دسترس است.]
2- بند ح قسمت دهم بخشنامه شماره 13530 مورخه 1384/7/27
[مقرره فوق در سربرگ اسناد مرتبط در دسترس است.]
دلایل شاکی برای ابطال مقرره مورد شکایت:
1- آنچه در خصوص مبانی شرعی و فقهی بیان شده است صرفاً جهت تنویر موضوع بوده است و جهت خواسته بنده مخالف با شرع انور نمی‌باشد بلکه از حیث خلاف قانون بودن تقاضای ابطال دارم.
2- بر اساس ماده 59 از قانون مالیات‌های مستقیم و اصلاح‌های بعدی و تبصره آن موضوع مالیات حق واگذاری محل تبیین شده است و آرای متعددی از هیأت عمومی دیوان عدالت اداری از جمله دادنامه‌های شماره 169 لغایت 172 مورخ 1399/2/16 نیز صادر که همگی، محدوده تعلق این نوع مالیات را بیان نموده‌اند ولی مصوبات مورد شکایت هم مفاد قانون دهم این آرا را نادیده گرفته‌اند.
3- مصوبات مورد شکایت از جهت مطالبه مالیات حق واگذاری از کاربری‌های اداری، صنعتی، آموزشی و امثالهم با ملاک تقویم ارزش روز توسط مأمورین مالیاتی اعم از عرصه و اعیان با مقررات جاری کشور از جمله مادتین 87 و 59 و تبصره 2 آن مغایرت دارد و همین طور با آرای متعدد هیأت عمومی دیوان عدالت اداری از جمله آرای 169 لغایت 172 مورخه 1399/12/16 و شماره 353-352 مورخه 1400/3/4 و دادنامه شماره 12178 مورخه 1400/7/27 فلذا قابل ابطال می‌باشند.
4- مالیات استنادی شاکی صرفاً در مورد واحدهای تجاری می‌باشد و تسری آن به سایر موارد از جمله صنعتی، اداری، آموزشی و غیره و هم چنین به اراضی صرف (عرصات) فاقد محمل قانونی می‌باشد و مصادیق حق واگذاری از نظر قانون‌گذار چهار حق است - حق کسب، حق پیشه، حق تصرف محل، حقوق ناشی از موقعیت تجاری محل که همگی در زمره حقوق تجاری و از لواحق و توابع حقوق عینی اشخاص بر اموال می‌باشد که هر کدام از این موارد تغییر خاص خود را دارند و در محدوده آنچه در مصوبات سازمان امور مالیاتی آمده است قرار نمی‌گیرند.
5- در مصوبات مورد شکایت فارغ از اینکه بنا احداث شده باشد یا خیر به عرصات فاقد مستحدثات (خارج از نوع کاربری) مالیات حق واگذاری تعلق می‌گیرد و وجوه دریافتی صاحب حق را مبنا قرار داده‌اند.
بنابراین مصوبات مورد شکایت خلاف قانون بوده تقاضای ابطال آن‌ها را دارم.
خلاصه مدافعات طرف شکایت:
مدیرکل دفتر حقوقی و قراردادهای مالیاتی سازمان امور مالیاتی طی نامه شماره 12088/212/ص مورخه 1400/10/22 در پاسخ بیان نموده است که در خصوص موضوعات شکایت‌های متعددی در دیوان عدالت اداری مطرح شده است و در خصوص بند ج قسمت 10 بخشنامه شماره 13530 مورخه 1384/7/27 دادنامه شماره 87/325 مورخه 1387/5/13 صادر شده است که موضوعاً شکایت منتفی می‌باشد و یادآور می‌شود قسمت اخیر جزء (ح) بند 10 بخشنامه یاد شده در مواردی است که ملک توأم با حق واگذاری معامله شده و بهای آن یکجا و بدون تفکیک بهای حق واگذاری محل از عرصه و اعیان دریافت می‌شود.
در خصوص نظر اکثریت اعضای هیأت عمومی شورای عالی مالیاتی، نیز این نظریه در زمان حاکمیت فرمولی صادر شده است که منطبق با بند (ز) تبصره 6 قانون بودجه سال 1395 بوده است که مطالبه مالیات رابطه مستقیم با متراژ ملک داشته است و قید در حال فعالیت و بهره‌برداری را داشت که از مطالبه مالیات نسبت به اراضی با متراژ بالا با این کاربری‌ها اجتناب شود؛ فلذا به جهت عدم خروج این سازمان از حیطه وظایف و اختیارات قانونی تقاضای رد شکایت را دارم.
رأی هیأت تخصصی مالیاتی، بانکی دیوان عدالت اداری
با عنایت به اینکه نظریه اکثریت اعضای هیأت عمومی شورای عالی مالیاتی به شرح رأی شماره 6-201 مورخه 1395/8/12 که مورد اعتراض واقع شده است، مشعر بر این است که مصادیق مذکور در بند (ز) تبصره 6 قانون بودجه سال 1395 راجع به حق واگذاری محل مستلزم حقوق به رسمیت شناخته شده از سوی مراجع ذی‌صلاح قانونی است که در عرف رایج نیز متضمن ارزش نسبت به قیمت روز عرصه و اعیان مورد نظر برای صاحب حق می‌باشد و فی‌الواقع در این مقرره بر دو موضوع اساسی یعنی حقوق به رسمیت شناخته شده توسط مراجع ذی‌صلاح قانونی که اعم از مفاد قانون یا احکام مراجع قضایی یا آرای دیوان عدالت اداری و … می‌باشد و نیز وجود مازاد ارزش نسبت به قیمت روز عرصه و اعیان در همان موارد حقوق به رسمیت شناخته شده تأکید شده است که این موضوعات در آرای سابق‌الصدور هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص ماهیت حق واگذاری محل از جمله دادنامه‌های شماره 169 لغایت 172 مورخه 1398/11/15 و شماره 12178 مورخه 1400/7/27 به نوعی بیان شده است و با این تفسیر و تبیین، مصوبه معترض‌عنه مغایرتی با قوانین و مقررات ندارد و در راستای تبیین هدف مقنن می‌باشد، بنابراین به استناد بند ب ماده 84 از قانون تشکیلات و آئین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب 1392 رأی به رد شکایت صادر می‌نماید. رأی صادره ظرف بیست روز پس از صدور قابل اعتراض از سوی ریاست ارزشمند دیوان یا ده نفر از قضات گران‌قدر دیوان عدالت اداری می‌باشد.
محمدعلی برومندزاده
رئیس هیأت تخصصی مالیاتی بانکی
دیوان عدالت اداری