مورخ: 1400/11/20
شماره: 140009970906011300
سایر قوانین
درخواست ابطال بخش‌هایی از مصوبه شماره 200/99/522 مورخ 1399/11/27 از هیأت تخصصی مالیاتی، بانکی دیوان عدالت اداری
شماره پرونده: هـ ع/0001644
شاکی: آقای نیما غیاثوند
طرف شکایت: سازمان امور مالیاتی کشور
موضوع شکایت و خواسته: ابطال بخش‌هایی از مصوبه شماره 200/99/522 مورخ 1399/11/27
شاکی دادخواستی به طرفیت سازمان امور مالیاتی کشور به خواسته ابطال بخش‌هایی از مصوبه شماره 522/99/200 مورخ 1399/11/27 تقدیم کرده که به هیأت تخصصی مالیاتی، بانکی ارجاع شده است.
متن مقرره مورد شکایت به قرار زیر می‌باشد:
[مقرره فوق در سربرگ اسناد مرتبط در دسترس است.]
دلایل شاکی برای ابطال مقرره مورد شکایت:
در بند (ج) دقیقاً مشخص نیست که بحث در صورت عدم کفایت یا عدم ارائه تمام یا بخشی از اسناد و مدارک با چه ضوابطی می‌باشد و یا اینکه به اختیار حسابرس مالیاتی می‌باشد و اینکه تشخیص عدم کفایت اسناد و مدارک توسط مأمور مالیاتی موجب برآورد ناعادلانه می‌شود.
در بند (د) در موضوع رسیدگی بر اساس شواهد و قرائن مالیاتی و موارد مشکوک به امر تقلب مالیاتی بر اساس کدام مستند قانونی می‌باشد و اینکه مواد 152 و 153 و 154 قانون مالیات‌های مستقیم که اساس قرائن مالیاتی می‌باشد در اصلاحیه جدید حذف گردیده است.
در قسمت نحوه اقدامات حسابرسان مأخذ مشمول مالیات حالت‌های مختلف: در بند اول قسمت 3-1 تفصیل 1-3-1 محرز بودن دریافت کالا و خدمات بر اساس کدام مستند قانونی صورت می‌گیرد.
بهای خرید یا هزینه به ارزش منصفانه در زمان انجام معامله بر اساس کدام مستند قانونی انجام می‌شود.
در قسمت 2-3-1 باید بهای فروش به ارزش منصفانه کالا یا خدمات در زمان انجام معامله به نحوی که کمتر از بهای فروش ابرازی نباشد. 1. بهای فروش بر اساس ارزش منصفانه کالا در زمان انجام معامله بر اساس کدام مستند قانونی می‌باشد. 2. اینکه عیناً به میزان فروش اضافه گردد در زمانی می‌باشد که فروش کتمان شده‌ای باشد که بعد از رسیدگی یا مهلت مقرر به سازمان رسیده باشد در غیر این صورت برآورد مازاد و بیشتر از درآمد ابرازی چگونه می‌باشد که ماده 237 قانون مالیات‌های مستقیم را نقض نکند.
بر اساس مواد 98 و 152 و 153 و 154 قانون مالیات‌های مستقیم رسیدگی بر اساس شواهد و قرائن مالیاتی و بررسی میدانی از قانون حذف گردیده است و مورد حمایت قانون‌گذار نمی‌باشد و به طور کلی برآورد مالیات بر اساس حاشیه سود فعالیت مغایر با قانون می‌باشد. آیا مأمورین مالیاتی صلاحیت احراز کتمان درآمد بر اساس شواهد و قرائن کارکرد ماشین‌آلات، مشاغل مشابه و غیره به صورت واقعی را دارند. در مبحث آخر هم تعیین ارزش منصفانه به هیچ وجه جنبه خوداظهاری ندارد و گمان حسابرسان مالیاتی در خصوص رسیدگی به این روش مؤثر بوده و مغایر با عدالت مالیاتی است.
غرض مقنن بر حذف شیوه علی‌الرأس مالیاتی است لذا روش کنونی مغایر با مواد 97 و 237 قانون مالیات‌های مستقیم می‌باشد که اصل را بر خوداظهاری گذاشته است.
ترتیبات حسابرسی به آن دسته از مؤدیان مالیاتی که اظهارنامه آن‌ها با قابلیت ریسک‌پذیری مورد رسیدگی قرار می‌گیرد را منوط به آیین‌نامه اجرایی موضوع ماده 97 قانون مالیات‌های مستقیم و با تأیید هیأت وزیران نموده بود، دلالت به اینکه برخی از شاخص‌ها و ملاک‌های مزبور در حال حاضر در مواد 98، 152، 153، 154 و 271 قانون مذکور مشخص شده است که این مواد با بند 24 این مصوبه حذف شده‌اند. بسیاری از این شاخص‌ها و معیارها و ضوابط از جمله تعیین و انتخاب قرائن و اعمال ضرایب در موارد تشخیص مالیات سازمان امور مالیاتی، امور تقنینی هستند که تعیین آن‌ها در صلاحیت مجلس می‌باشد و لذا واگذاری تعیین این ضوابط به آیین‌نامه مصوب هیأت وزیران مغایر با اصل 85 قانون اساسی است چرا که مطابق با این اصل مجلس نمی‌تواند قانون‌گذاری را به نهاد و یا شخص دیگری تفویض نماید.
در دستورالعمل تبیین انواع و ترتیبات حسابرسی مالیاتی مواد 29 و 41 آیین‌نامه اجرایی موضوع ماده 219 ق. م. م ذکر گردیده است: در صورت عدم تطابق درآمد ابرازی و یا صورت حساب‌های بانکی ابرازی یا اطلاعات حاصل از تحقیقات میدانی (بر اساس ارزش منصفانه) کتمان درآمد یا فروش مؤدی به صورت مستند یا مستدل احراز شود اطلاعات درآمدی به دست آمده مبنای محاسبه و تعیین میزان فروش و درآمد مؤدی خواهد شد. حرف «یا» در عبارت مستند یا مستدل به نظر مغایر ماده 237 قانون مالیات مستقیم می‌باشد و اینکه جمله مستند و مستدل را به مستند یا مستدل تغییر گردیده است. ماده 237 مالیات‌های مستقیم مقرر می‌دارد: برگ تشخیص باید بر اساس مأخذ صحیح و متکی به دلایل و اطلاعات کافی باشد.
مأمور مالیاتی بر اساس کدام مستند قانونی می‌تواند به بررسی و تحقیقات در امور و فعالیت‌های مختلف مؤدی پرداخته و کتمان درآمد را احراز کند؟ همین‌طور در خصوص بررسی صورتحساب بانکی. آیا اساس و استنباط کتمان درآمد بر اساس میزان مواد اولیه و اینکه تبدیل به مبلغ ارزش منصفانه به دلیل کتمان درآمد مجرم کردن فعال اقتصادی بدون هیچ مستندات می‌باشد؟
در پاسخ به شکایت مذکور، مدیرکل دفتر حقوقی و قراردادهای مالیاتی به موجب لایحه شماره 7003/212/ص مورخ 1400/7/10 به طور خلاصه توضیح داده‌اند که:
شاکی دلایل و جهات مغایرت قانونی مصوبه مورد شکایت را بیان نکرده است.
مستند به ماده 95 قانون مالیات‌های مستقیم آیین‌نامه اجرایی مربوط به نوع دفاتر، اسناد و مدارک و روش‌های نگهداری و نمونه اظهارنامه مالیاتی و … به تصویب وزیر اقتصاد رسیده و ابلاغ گردیده است.
به موجب ماده 229 قانون مالیات‌های مستقیم: «اداره امور مالیاتی می‌توانند برای رسیدگی به اظهارنامه یا تشخیص هرگونه درآمد مؤدی به کلیه دفاتر و اسناد و مدارک مربوط مراجعه و رسیدگی نمایند و مؤدی مالیات مکلف به ارائه و تسلیم آن‌ها می‌باشد وگرنه بعداً به نفع او در امور مالیاتی آن سال قابل استناد نخواهد بود مگر آنکه قبل از تشخیص قطعی درآمد معلوم شود که ارائه آن‌ها در مراحل قبلی به عللی خارج از حدود اختیار مؤدی میسر نبوده است.»
به موجب مفاد بند (الف) ماده 29 آیین‌نامه اجرایی ماده 219 قانون پیش گفته؛ در صورت عدم کفایت یا عدم ارائه تمام یا بخشی از اسناد و مدارک ارائه شده یا عدم مراجعه مؤدی به اداره امور مالیاتی مربوط در زمان تعیین شده، در صورتی که امکان تعیین مأخذ یا درآمد مشمول مالیات فراهم نباشد، مقرر شده است مسئول حسابرسی باید درخواست خود را مبنی بر تغییر نوع حسابرسی از اداری به میدانی با ذکر دلیل به مسئول حوزه کاری حسابرسی پیشنهاد نماید.
در بند (ج) مورد بحث هیچ‌گونه اشاره یا اظهارنظری در خصوص تعیین مالیات بر آوردی توسط حسابرس مالیاتی به دلیل عدم کفایت یا عدم ارائه اسناد و مدارک نشده و صرفاً عنوان گردیده در صورت عدم کفایت یا عدم ارائه تمام یا بخشی از اسناد و مدارک یا عدم مراجعه مؤدی به اداره امور مالیاتی در زمان تعیین شده به نحوی که امکان تعیین مأخذ یا درآمد مشمول مالیات بر اساس اسناد و مدارک تسلیمی مؤدی فراهم نباشد، مسئول حسابرسی درخواست قانونی خود را مبنی بر تغییر نوع حسابرسی از اداری به میدانی با ذکر دلیل به مسئول حوزه کاری حسابرسی پیشنهاد می‌دهد و با فرض این که نوع حسابرسی مؤدی از اداری به میدانی تغییر کند، با توجه به این که هدف اصلی قانون‌گذار از اصلاح ماده 97 قانون مالیات‌های مستقیم تعیین درآمد/مأخذ مشمول مالیات بر اساس رسیدگی به دفاتر و اسناد و مدارک ابرازی یا به دست آمده می‌باشد، در این نوع از حسابرسی نیز ملاک و مبنای امر حسابرسی، رسیدگی به اسناد و مدارک ابرازی یا به دست آمده از مؤدی و خودداری از هرگونه برآورد مالیات می‌باشد.
نسبت به بند (د) از بخش ترتیبات حسابرسی: «مواجهه با موارد مشکوک به فرار و تقلب مالیاتی»: به موجب تبصره 1 ماده 24 آیین‌نامه اجرایی ماده 219 قانون مالیات‌های مستقیم؛ مسئول حوزه کاری حسابرسی می‌تواند علاوه بر مؤدیانی که بر اساس رتبه ریسک (موضوع ماده 24 آیین‌نامه مذکور) برای حسابرسی انتخاب شده‌اند حسب اطلاعات، اسناد و مدارک و یا گزارش واصله یا دلایل، قرائن و شواهد متقن مؤدی یا مؤدیان خاصی را برای حسابرسی انتخاب نماید. در این راستا به موجب تبصره 8 ماده 29 آیین‌نامه اجرایی ماده 219 در مواردی که در حین رسیدگی و حسابرسی مورد حسابرسی با موارد مشکوک به فرار مالیاتی مواجه شوند، مسئول حوزه کاری حسابرسی می‌تواند مراتب را به حوزه کاری بازرسی ارجاع نماید. حوزه کاری بازرسی موضوع را در چهارچوب مقررات قانونی مربوط بررسی و نتیجه را به مسئول حوزه کاری حسابرسی جهت ادامه فرایند حسابرسی، عودت می‌نماید. همچنین به موجب ماده 237 قانون مالیات‌های مستقیم برگ تشخیص مالیات باید بر اساس مأخذ صحیح و متکی به دلایل و اطلاعات کافی و به نحوی تنظیم گردد که کلیه فعالیت‌های مربوط و درآمدهای حاصل از آن به طور صحیح در آن قید و برای مؤدی روشن باشد؛ بنابراین با توجه به سیاق عبارت (دلایل و اطلاعات کافی) مقرر در ماده (237) و همچنین استفاده از ظرفیت‌های قانونی مندرج در تبصره (1) ماده (24) آیین‌نامه اجرایی ماده 219 ق. م. م (از جمله به‌کارگیری روش‌هایی از قبیل تحقیقات میدانی، بازرسی از محل، شواهد و قرائن و …) صرفاً به منظور بررسی موارد مربوط به فعالیت اقتصادی مؤدی از قبیل حجم، وضعیت، نوع، موقعیت و … برای تکمیل اطلاعات مورد نیاز حسابرسان و سایر حوزه‌های کاری انجام می‌شود که ممکن است اتخاذ روش‌های فوق صرفاً منجر به تغییر رتبه ریسک مؤدی گردد؛ لکن هیچ‌گونه ملاک یا اساسی جهت تعیین مالیات مؤدیان به صورت برآوردی نمی‌باشد. در ضمن استانداردهای حسابرسی 230، 500 و 501 (تجدیدنظر شده 1395)، لزوم به‌کارگیری مستندات و شواهد حسابرسی برای حسابرسی صورت‌های مالی که دوره مالی آن‌ها از اول فروردین 1395 و پس از آن شروع می‌شود را لازم‌الاجرا دانسته است؛ و هم چنین استاندارد حسابرسی شماره 200 (تجدیدنظر شده 1391) استفاده از شواهد حسابرسی کافی و مناسب بخش توضیحات کاربردی استاندارد مذکور را به عنوان یکی از مبانی اظهارنظر حسابرس نسبت به صورت‌های مالی و پشتوانه آن ضروری دانسته است.
پاسخ به ایراد شاکی نسبت به جزء (1-3-1) از بند (و) قسمت ترتیبات حسابرسی: احراز دریافت اقلام خریداری شده از طرق مختلف امکان‌پذیر است: برای مثال در شرکت‌های بازرگانی از طریق گردش موجودی کالا و مقدار فروش هر نوع محصول، تعداد کالای خریداری شده و هم چنین از طریق کنترل صورت حساب‌های خرید و هزینه، کنترل اسناد حمل، رسید انبار و … که بر اساس استانداردهای حسابرسی و مبتنی بر قضاوت حرفه‌ای حسابرسان مالیاتی متکی به مدارک و مستندات و دلایل متقن مبنی بر انجام و تحقق معامله صورت می‌پذیرد.
پاسخ به ایراد شاکی به چگونگی اعمال ارزش منصفانه: هم آیین‌نامه‌های مصوب و هم استانداردهای حسابداری لزوم به‌کارگیری ارزش منصفانه را در انجام معاملات و رویدادهای مالی و ثبت و نگهداری دفاتر و اسناد و مدارک مورد تأکید قرار داده است.
پاسخ به ایراد شاکی نسبت به بند (1) به جزء (2-3-1) از بند (3-1) مربوط به قسمت (و) از ترتیبات حسابرسی مالیاتی: به موجب مفاد جزء (2-2-1) بند (1) ماده 41 آیین‌نامه اجرایی موضوع ماده 219 ق. م. م، در موارد فروش، می‌بایست بهای فروش به ارزش منصفانه کالا یا خدمت در زمان انجام معامله در حسابرسی مالیاتی با رعایت مقررات، مبنای فروش قرار گرفته و مابه‌التفاوت (ارزش منصفانه و بهای ابرازی) عیناً به میزان فروش و درآمدها اضافه گردد. مبنای تعیین بهای فروش، ارزش منصفانه معاملات در زمان انجام معامله می‌باشد. یادآور می‌شود که هیأت تخصصی مالیاتی، بانکی پیش از این طی دادنامه شماره 140009970906010039 مورخ 1400/2/4 شکایت از بند (3-1) ماده 41 آیین‌نامه اجرایی موضوع ماده 219 را مردود اعلام کرده است.
پاسخ به ایراد بند (1) شاکی نسبت به جزء (4-1) از بند 4 کتمان درآمد یا فعالیت: به طور کلی احراز معاملات با اشخاص وابسته با امعان نظر به مفاد ماده (129) قانون تجارت و مفاد استاندارد حسابداری شماره (12) و سایر مقررات صورت می‌پذیرد. به موجب جزء (3-1) بند (1) ماده 41 آیین‌نامه اجرایی ماده 219 ق. م. م، احراز رعایت انجام معامله به ارزش منصفانه بر عهده مسئول حسابرسی صورت می‌گیرد.
استاندارد حسابرسی شماره 200 (تجدیدنظر شده 1391) استفاده از شواهد حسابرسی کافی و مناسب (بند 17 و جزء ت -25) بخش توضیحات کاربردی استاندارد مذکور را به عنوان یکی از مبانی اظهارنظر حسابرس نسبت به صورت‌های مالی و پشتوانه آن ضروری دانسته است.
پاسخ به ایراد بند (4): اولاً؛ وفق مفاد بند (4) دستورالعمل (200/99/522) در هیچ یک از جزءهای آن، اشاره‌ای به استفاده و به‌کارگیری شواهد و قرائن در تعیین موارد کتمان نشده است. ثانیاً: به‌کارگیری روش‌هایی از قبیل تحقیقات میدانی، بازرسی از محل، کارکرد ماشین‌آلات، مشاغل مشابه و غیره مطروحه در جزء (1-4) بند (4) دستورالعمل مذکور، صرفاً به منظور بررسی موارد مربوط به فعالیت اقتصادی مؤدی از جمله حجم، وضعیت، نوع، موقعیت و شناسایی اموال وی در موارد خاص برای تکمیل اطلاعات مورد نیاز حسابرسان و سایر حوزه‌های کاری انجام می‌شود که ممکن است اتخاذ روش‌های فوق صرفاً منجر به تغییر رتبه ریسک مؤدی گردد؛ لذا صرفاً فعالیت‌ها یا درآمدهایی که کتمان آن‌ها به موجب مستندات و دلایل متقن و غیر قابل انکار (و نه اطلاعات بر آوردی یا تخمینی) مبتنی بر قضاوت حرفه‌ای حسابرس و با رعایت استانداردهای حسابرسی (از جمله استاندارد حسابرسی شماره 240) این امر احراز شده است، ملاک برای تعیین درآمد مشمول مالیات کتمان شده می‌باشد و در کل رویکرد اصلی سازمان امور مالیاتی کشور در فرایند حسابرسی مالیاتی، مادامی که مستندات و دلایل متقن برای عدم پذیرش اظهارنامه مؤدی وجود نداشته باشد، پذیرش اظهارنامه مؤدی است. به اضافه اینکه مقنن اختفای فعالیت اقتصادی و کتمان درآمد حاصل از آن را جرم مالیاتی تلقی نموده است.
صلاحیت و قضاوت حرفه‌ای حسابرس در تمامی موارد فوق‌الاشاره بنا به اختیارات حاصله از مفاد ماده 219 ق. م. م و آیین‌نامه اجرایی آن که به تصویب وزیر محترم امور اقتصادی و دارایی رسیده و نیز با رعایت استانداردهای حسابداری و حسابرسی (از جمله استاندارد حسابرسی شماره 200 تجدیدنظر شده 1391) می‌باشد.
رأی هیأت تخصصی مالیاتی، بانکی دیوان عدالت اداری
راجع به شکایت آقای نیما غیاثوند به خواسته ابطال قسمت‌هایی از بخشنامه شماره 522/99/200 مورخه 1399/11/27 سازمان امور مالیاتی که تحت عنوان ابطال بند 1 قسمت 3 و قسمت 1-3-1 و 2-3-1 و قسمت 4-1-3 ابراز نموده است هر چند در دستورالعمل مورد شکایت تحت عنوان دستورالعمل تبیین انواع و ترتیبات حسابرسی مالیاتی مواد (29) و (41) آیین‌نامه اجرایی موضوع ماده (219) قانون مالیات‌های مستقیم قسمت (4-1-3) وجود ندارد، در عین حال با عنایت به اینکه عمده ایراد شاکی متوجه تغییر نوع حسابرسی از اداری به میدانی توسط مسئول حسابرسی و اقدامات مأمور حسابرسی مالیاتی در مواجهه با موارد مشکوک به فرار و تقلب مالیاتی از جمله اختیار اعطایی در دستورالعمل مبنی بر بررسی موارد فعالیت مؤدی و حجم آن و نوع و موقعیت و شناسایی اموال با لحاظ ظرفیت‌های قانونی و تراکنش‌های بانکی و نیز لحاظ ارزش منصفانه در موارد معامله با شرکت‌های کاغذی یا مجهول‌المکان و امثال آن‌ها در فرض احراز معامله می‌باشد و نیز عدم توجه به فروش ابرازی مؤدی از موارد ادعایی شاکی بوده و این در حالی است که بین تشخیص مالیات و روش‌های آن که النهایه در قالب برگ تشخیص یا مطالبه ابراز می‌یابد با حسابرسی مالیاتی تفاوت وجود دارد و هر چند در اصلاحیه قانون 1394 مالیات‌های مستقیم فرایند تشخیص علی‌الرأس حذف و به تشخیص با پذیرش اظهارنامه و یا تولید اظهارنامه تبدیل یافته است، لیکن در حسابرسی مالیاتی، مأمورین مالیاتی مکلف هستند در جهت راستی آزمایی اطلاعات و ابرازهای مؤدی اعم از اقلام هزینه‌ای و درآمدی، معافیت‌ها، مجوزها، اسناد و مدارک و نحو آن و نیز در موارد تولید اظهارنامه جهت تمهید مقدمات برآورد اظهارنامه، هرگونه دلایل و شواهد مؤثر در مقام را مورد توجه و بررسی قرار دهند و نهایتاً با لحاظ فعالیت‌ها و اطلاعات سامانه جامع مالیاتی نسبت به تولید اظهارنامه اقدام نمایند و در دستورالعمل مورد شکایت وفق اختیار مندرج در ماده 219 قانون مالیات‌های مستقیم (تشخیص مالیات) و نیز بر اساس مفاد ماده 97 قانون یاد شده در تولید اظهارنامه، فرایندهای حسابرسی در موارد مواجهه با حالت‌های مختلف تقابل بین مأمورین و مؤدیان بیان شده است که همه احکام ذکر شده و مورد شکایت در راستای این اختیارات قانونی بوده و اصولاً آنچه در نتیجه مهم است اصل تشخیص مالیات است و فرایندهای حسابرسی و اقدامات مأمورین در مواجهه با حالت‌های مختلف مقدمات این تشخیص می‌باشند که مثلاً در خصوص عدم کفایت اسناد و مدارک با تغییر شیوه حسابرسی و در موارد مشکوک به فرار مالیاتی با جمع‌آوری مستندات و لحاظ شواهد و در موارد معاملات با شرکت‌های کاغذی، بهای هزینه خرید یا کالا یا خدمت به ارزش منصفانه که علی‌الظاهر بهترین شیوه منصفانه جهت حسابرسی می‌باشد، به عنوان راهکار تعیین شده‌اند که در راستای تبیین حکم مقنن بوده فلذا به استناد بند ب ماده 84 از قانون تشکیلات و آئین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب 1392 رأی به رد شکایت صادر می‌نماید. رأی صادره ظرف بیست روز پس از صدور قابل اعتراض از سوی ریاست محترم دیوان یا ده نفر از قضات گران‌قدر دیوان عدالت اداری می‌باشد.
دکتر محمدعلی برومندزاده
رئیس هیأت تخصصی مالیاتی، بانکی
دیوان عدالت اداری
مورخ: 1398/09/13
شماره: 180718
آیین‌نامه
مورخ: 1394/04/31
شماره: 219
قانون مالیات‌های مستقیم
مورخ: 1394/04/31
شماره: 95
قانون مالیات‌های مستقیم
مورخ: 1394/04/31
شماره: 97
قانون مالیات‌های مستقیم
مورخ: 1380/11/27
شماره: 237
قانون مالیات‌های مستقیم
مورخ: 1380/11/27
شماره: 229
قانون مالیات‌های مستقیم
مورخ: 1358/11/01
شماره: 10170
سایر قوانین
مورخ: 1311/02/13
شماره: -
سایر قوانین